سریال دوستان Friends سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
حضرت طلحه بن عبیدالله  رضی الله عنه

حضرت طلحه بن عبیدالله  رضی الله عنه

حضرت طلحه رضی الله عنه یکی از یاران بزرگ رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم است ایشان جزو سابقین اولین یعنی از یاران نخستین رسول خدا هستند وی به دعوت حضرت ابوبکر اسلام را پذیرفت زمانی که مشکلات و شکنجه ها آغاز شدند ایشان نیز مانند دیگر یاران پیامبر مورد شکنجه و آزار قریش قرار گرفتند . نوفل بن خویلد او و حضرت ابوبکر را با یک ریسمان می بست و شکنجه می نمود به همین خاطر آنها را قرینان می گفتند.

حضرت طلحه بسیار سخاوتمند بود به همین خاطر رسول خدا صل الله علیه و سلم به ایشان لقب : طلحه الخیر و طلحه الفیاض داده بودند.

حضرت طلحه در جنگ احد فداکاری بسیاری نمود ایشان این افتخار بزرگ را کسب نمودند که جزو معدود افرادی بود که در کنار پیامبر خدا بودند (به دلیل حرج و مرح جنگ و شکست مسلمانان همه نیروهای اسلام  متفرق شده بودند و کسی نمی دانست پیامبر خدا کجاست)

حضرت طلحه در مقابل تهاجم دشمنان به سختی از رسول خدا دفاع نمودند در یک مدتی که کفار به طرف پیامبر خدا تیر اندازی می کردند حضرت طلحه خود را روی رسول خدا انداخت تا نگذارد تیرها به بدن مطهر پیامبر اصابت کنند در آنجا تیرهای زیادی به بازوی حضرت طلحه اصابت کرد طوری که دست راست حضرت طلحه تا آخر عمر فلج بود.

وقتی تیر اندازیها قطع شد حضرت طلحه و پیامبر خدا به طرف کوه رفتند سنگ بزرگی سر راه مانع بود که می بایست از آنجا عبور کنند پیامبر خدا چون زره پوشیده بودند و چون به دلیل زخمی شدن و خون ریزی ضعیف شده بودند نتوانستند از آنجا عبور کنند حضرت طلحه مقابل سنگ نشست و به پیامبر خدا گفت پایتان را روی شانه من بگذارید و با این وسیله پیامبر خدا از آنجا عبور نمود آنجا پیامبر خدا فرمودند : " أوجب طلحة  "  یعنی امروز طلحه بهشت را برای خود واجب نمود.

شهادت طلحه

حضرت طلحه در ایام فتنه و شهادت حضرت عثمان کاملا گوشه گیر بود وقتی حضرت عثمان شهید شد و میان مسلمانان فتنه و اختلاف ایجاد شد ایشان با مشوره حضرت علی  به مکه رفتند در آنجا با مشوره برخی از یاران پیامبر که می گفتند ما نباید در مقابل این جنایت و توطئه (قتل حضرت عثمان) بی تفاوت باشیم به همراه حضرت زبیر و عایشه و .. به طرف بصره رفتند ...

خلاصه جنگ جمل میان حضرت علی و حضرت عایشه و همراهانش اتفاق افتاد . حضرت طلحه در یک گوشه ای بر اسبش سوار بود که تیر ناشناسی آمد و به پایش اصابت نمود بسیاری از تاریخ نویسان نوشته اند که این تیر را مروان به طلحه زد . حضرت طلحه زخمی شد و بر اثر خونریزی از دنیا رفت .

بعد از خاتمه جنگ حضرت علی که بسیار ناراحت و اندوهگین بود میان کشته شدگان جمل می گشت (احتمالا هنگام شب بود چون حضرت علی از ستارگان آسمان سخن می گویند)  که چشمش به جنازه حضرت طلحه افتاد حضرت علی آمد و کنارش نشست و خاکها را از صورتش پاک می کرد و فرمود : رحمة الله علیک أبا محمد یعز علی أن أراک مجدولا تحت نجوم السماء ثم قال إلى الله اشکو عجری ویجری والله لوددت أنی کنت مت قبل هذا الیوم بعشرین سنة.

رحمت خدا بر تو باد ای ابو محمد ، بسیار سخت است برای من که تو را زیر ستارگان اینچنین افتاده ببینم . سپس فرمود: به خدا شکوه می کنم رنجها و نا امیدیهای خودم را . به خدا دوست داشتم بیست سال قبل مرده بودم و این روز را نمی دیدم.

در خطبه 209 نهج البلاغه نیز به این واقعه اشاره شده است به این شکل : 

ومن کلام له علیه السلام

لما مر بطلحة بن عبد الله وعبدالرحمن بن عتاب بن اسید وهما قتیلان یوم الجمل:

لقد اصبح ابو محمد بهذا المکان غریبا! اما والله لقد کنت اکره ان تکون قریش قتلی تحت بطون الکواکب!

 ابومحمد (طلحه) در این مکان، غریب مانده است، بخدا سوگند خوش نداشتم قریش را زیر تابش ستارگان کشته و افتاده بینم،

حضرت طلحه را در بصره دفن نمودند .

بعد از دو سه سال کسی خواب دید که طلحه می گوید قبر مرا جابجا کنید زیرا آب به قبر من نفوذ نموده و من اذیت هستم. آن شخص که خواب دیده بود خواب خود را با امیر بصره عبدالله بن عباس که از جانب علی آنجا حکومت می کرد در میان گذاشت . عبدالله بن عباس دستور داد خانه ای به ده هزار درهم خریداری کردند سپس قبرش را شکافته و او را بیرون آوردند جسدش مثل روز اول دفن کاملا سالم بود فقط یک قسمتی که داخل آب بود کمی کبود شده بود . عبدالله بن عباس او را داخل همان خانه دفن نمود.

بعدها مرقد طلحه و همینطور مرقد زبیر که در وادی السباع است توسط کسانی به شکل مجلل ساخته شدند دو سه سال قبل در جریان جنگهای مذهبی که در عراق جریان دارد مرقد این دو صحابی توسط افراد متعصب منفجر شد که از اندازه خسارات وارده اطلاعی در دست نیست.

احادیث وارده در فضیلت این بزرگوار

وقال الترمذی حدثنا أبو سعید الأشج ثنا أبو عبد الرحمن بن منصور العنزی اسمه النضر ثنا عقبة بن علقمة الیشکری سمعت علی بن أبی طالب یقول سمعت أذنای رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول طلحة والزبیر جارای فی الجنة وقد روى من غیر وجه عن علی أنه قال إنی لأرجو أن أکون أناوطلحة والزبیر وعثمان ممن قال الله ونزعنا ما فی صدورهم من غل إخوانا على سرر متقابلین.

ترمذی روایت نموده که حضرت علی فرمودند: گوشهایم شنیدند که پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم فرمودند : طلحه و زبیر هسایگان من هستند در بهشت .

و حضرت علی فرمودند : من امیدوارم که من و طلحه و زبیر و عثمان از مصداقهای این آیه قرار بگیریم که خداوند فرموده : وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِینَ ( ترجمه : هر گونه غلِّ [= حسد و کینه و دشمنى‏] را از سینه آنها برمى‏کنیم (و روحشان را پاک مى‏سازیم)؛ در حالى که همه برابرند، و بر تختها روبه‏روى یکدیگر قرار دارند.)

پیامبر خدا صل الله علیه و سلم به حضرت طلحه در جنگ احد  " طلحه الخیر " و در جنگ تبوک " طلحه الفیاض " و در جنگ حنین " طلحه الجود " لقب دادند که همه اینها دلالت بر سخاوت و بخشندگی وی دارد.

حضرت طلحه یکی از ده یار بهشتی (عشره مبشره) به شمار می روند.

می گویند : در جریان خلافت حضرت علی اولین کسی که با ایشان بیعت کرد حضرت طلحه بود برخی از مردم که عادت به تفاول و این چیزها داشتند گفتند : انا لله و انا الیه راجعون بیعت علی تکمیل نخواهد شد به دلیل آنکه اولین دست که در دست وی قرار گرفت فلج بود

تواضع

تواضع

یکی از صفات نیک انسانهای خوب تواضع نمودن است . تواضع یعنی خود را از دیگران پایین تر دانستن . تواضع نکته مقابل تکبر است تکبر یعنی خود را از دیگران برتر دانستن .

حدیث پیامبر خدا است که فرمودند:

أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال ما نقصت صدقة من مال وما زاد الله عبدا یعفو إلا عزا وما تواضع أحد لله إلا رفعه الله.

ترجمه : " صدقه از مال انسان چیزی کم نمی کند و هر کسی بخاطر خدا مجرمی را ببخشد خداوند به او عزت می دهد و هر بنده ای که بخاطر الله تواضع کند ( حود را از دیگران کوچکتر به حساب آورد) خدا او را بلند مرتبه می کند. "

عن أبی سعید أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال من تواضع لله درجة رفعه الله درجة حتى یجعله فی علیین ومن تکبر على الله درجة یضعه الله درجة حتى یجعله فی أسفل السافلین.

 ترجمه " پیامبر خدا فرمودند : هر کسی بخاطر رضای خدا یک درجه تواضع نماید خداوند او را همان اندازه برتری (عزت و سربلندی) می دهد تا جاییکه او را در بالاترین مقام معنوی قرار می دهد و هر کسی یک اندازه ای تکبر نماید خداوند او را به همان اندازه پایین می آورد تا جاییکه او را در اسفل السافلین و پایین ترین درجات قرار می دهد.

 حدیث دیگری است که پیامبر خدا فرمودند: هر کسی تواضع کند خداوند عظمت و بزرگی او را در دلها قرار می دهد او در دل خود کوچک است اما در چشم مردم عظیم است و کسی که تکبر می کند او در دل خود خیلی بزرگ است اما در نظر مردم بسیار کوچک و ذلیل است .

شیخ سعدی رحمه الله در مورد تواضع چنین می فرمایند :

زخاک آفریدت خداوند پاک                    پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

حریص و جهانسوز و سرکش مباش        ز خاک آفریدت آتش مباش

چو گردن کشید آتش هولناک                  ببیچارگی تن بیانداخت خاک

چو آن سر فرازی نمود این کمی             از آن دیو کردند از این آدمی

ابیات فوق اشاره است به داستان حضرت آدم و ابلیس . که ابلیس از آتش درست شده و آدم از خاک . ابلیس تکبر کرد ذلیل و خوار گشت و آدم خاکی تواضع و بندگی کرد سربلند شد.

 

یکی قطره باران ز ابری چکید              خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جائیکه دریاست من کیستم                گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقات بدید               صدف در کنارش بجان پرورید

سپهرش بجایی رسانید کار                   که شد نامور لولوی شاهسوار

بلندی از آن یافت که او پست شد             در نیستی کوفت تا هست شد

تواضع کند هوشمن گزین                     نهد شاخ پر میوه سر بر زمین 

در این اشعار شیخ سعدی می فرماید : قطره بارانی وقتی فرود آمد و دریا را دید خود را خیلی حقیر و کوچک دید چون تواضع کرده بود خداوند به او عزت داد آن قطره درون صدفی قرار گرفت و در صدف تبدیل به لولو گرانبها شد.  

 خاطرات ابو عمار

خوی نیک وخوی بد

خوی نیک وخوی بد

فضیل بن عیاض رحمه الله می فرماید : صحبت با فاسقی نیکو خوی وخوش اخلاقی را دوست تر دارم از آنکه با قاری وعالم بد خوی وبد اخلاقی هم صحبت شوم .

حضرت یحیی بن معاذ رازی رحمه الله می فرماید : خوی بد معصیتی است که با این صفت هیچ طاعتی سود ندارد و خوی نیک طاعتی است که با این صفت هیچ گناهی نقصان ندارد .

تعاریفی از تصوف

تعاریفی از تصوف

1 تصوف برسه خصلت استوار است

  الف ) تعلق ساختن به فقر وافتقار

  ب ) محقق شدن به فضل وایثار

  ج ) ترک کردن اختیار واعتراض

2 تصوف نه رسوم است ونه علوم بلکه اخلاق است .

3 تصوف یعنی کوتاهی آرزو ومداومت بر عمل .

4 تصوف نوری است از حق وخاطری است از او که اشارت کند به او .

5 تصوف عبارت است از گرفتن حقایق و گفتن حقایق و نومید شدن از آنچه در دست خلایق است .

6 تصوف صفای اسرار است و عمل کردن بدانچه رضای جبار است وصحبت داشتن با خلق بی اختیار .

7 تصوف قطع علایق است ورفض خلایق و اتصال به خالق .

8 تصوف ترک جمیع نصیب های نفس برای نصیب حق .

تأثیر دعوت الی الله بر اعمال صالح می افتد

تأثیر دعوت الی الله بر اعمال صالح می افتد 

تربیت خواص از تربیت عوام افضل تر است چون دین توسط خواص به عوام می رسد واگر خواص اصلاح شوند وصاحب نسبت بگردند ودردل آنان سوز وگداز پیدا شود بوسیله آن عالم تمام عالَمروشن می شود کسی که با وجود امراض روحانی دعوت می دهدتأثیری برجامعه ندارد به همین الله تعالی به همراه آیه ی دعوت عمل صالح را هم آورده است .

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَاإِلَی اللهِ وَعَمِلَ صَالِحَاً

پس معلوم می شود کسی که کاردعوت الی الله را انجام می دهد باید پایبند اعمال صالحه باشد واز گناهان خود را دور نگه دارد وتوفیق اعمال صالحه از صحبت اهل الله پیدا می شود .

                          ( الطاف ربانی صفحه 43 )

حضرت مولانا سید عبدالواحد سیدزاده گشتی (حضرت صاحب )

حضرت مولانا سید عبدالواحد سیدزاده گشتی (حضرت صاحب ) 

تقریبا بین سالهای 1286 تا 1290 هجری شمسی در یکی از خانواده های روحانی روستای گشت طفلی بدنیا آمد که بعد ها سبب تحولی عظیم در بلوچستان گردید و او او کسی نبود جز حضرت مولانا سید عبدالواحد سیدزاده معروف به حضرت صاحب فرزند مولانا سید غلامرسول . وی دوران طفولیت را پیش والد بزرگوارش به فراگیری تعالیم اولیه پرداخت و برای ادامه تحصیل به ایرانشهر و اطرافش سفر ها کرد ولی چون تشنگی علم ایشان در این دیار به سیرابی تبدیل نشد به شبه قاره هند سفر نمود . او پس از تحصیل و کسب بهره علمی از محضر اساتید بزرگی چون مولانا خیر محمد شاگرد برجسته قطب الارشاد علامه رشید احمد گنگوزهی و امام الموحدین مولانا حسین علی و پوشیدن خلعت خلافت برای ارشاد و راهنمایی مردم دیار خویش رهسپار وطن گردید و بعد سالها ارشاد مردم موطن خویش دوباره نزد مولانا حسین علی برگشت و پس از طی نمودن مراحل سلوک به اشاره ایشان مدتی را در شهر ملتان به موعظه و ارشاد مردم پرداخت .وی پس از پایان ماموریت خویش در ملتان به سال 1314 هجری شمسی به وطن بازگشت و پس از ورود در سال 1358 هجری قمری مکتب عین العلوم گشت را تاسیس و در آنجا به مدت دو سال به تدریس مشغول گشت . اما با کینه بدخواهان همچون بسیاری از بزرگان دین مورد آزمایش الهی قرار گرفت و چند ماهی در زندان مخوف پهلوی بسر برد برادر بزرگ ایشان سید محمد کریم ( پدر مولانا محمد یوسف حسین پور مدیر فعلی حوزه علمیه عین العلوم گشت ) برای رها ساختن وی از جنگال ظالمان دوران تلاش های بسیاری کرد ولی پیک اجل به ایشان مهلت نداد و حین بازگشت مولانا از زندان به سال 1360 هجری قمری بدرود حیات گفت . مولاناچند ماه پس از آزادی از زندان بدلیل نامساعد بدون جو گشت به یکی دیگر از بخش های سراوان بنام جالق هجرت نمود و حدود دو سال در آنجا ماند . دیری نگذشت که اهالی گشت از کردار خویش پشیمان گشته و با اصرار آنها ایشان مجددا به گشت بازگشت . وی پس از فوت برادر و مادر و مرشدش (مولانا حسین علی ) به سال 1366 ه-ق برای تکمیل مقامات عرفان به هرات عزیمت فرمود و با دست باسعادت پیر کامل سلسله نقشبندی حضرت مولانا غوث محمد مجددا بیعت و از ایشان و برادرش خلعت خلافت گرفت . وی مدتی جهت آسایش قلبی و روحی در منطقه حق آباد پسکوه به ارشاد مردم پرداخت و همچنین مدرسه دارالفیوض را در آنجا تاسیس کرد که همکنون مدیر این مدرسه فرزند ارشد ایشان مولانا سید محمد انور می باشد . حضرت صاحب در نیمه آخر عمر تحت آزمایش الهی قرار گرفت و حدود سی سال و اندی به مرض رعشه مبتلا شد پس از ان به بیماری های مزمن دیگری نیز مبتلا گشت از جمله مالاریای مغزی . سرانجام پس از سالها ارشاد و تاسیس مدارس علمیه مختلف و همچنین تالیف کتب مختلف از جمله : احسن المقصود فی توحید المعبود یا کلید بهشت و همچنین تحفه حجاج و مخزن التعویذات علمیه در روز دوشنبه سوم مهر ماه سال 1375 شمسی چشم از جهان فروبست ودر قبرستان پشت حوزه علمیه گشت به خاک سپرده شد . بقلم مولوی عبدالکریم حسین پور مدرس حوزه علمیه گشت

علت بهتر بودن صحبت اهل الله از صد سال عبادت

علت بهتر بودن صحبت اهل الله از صد سال عبادت

حضرت حکیم الامت رحمه الله به مفتی شفیع رحمه الله فرمود :

شاعری که گفته است که صحبت اهل الله افضل تر از صدسال عبادت است کم گفته است .بلکه صحبت اهل الله از عبادت صدهزار سال هم افضل تر است از صحبت اهل الله انسان به محبت الله می رسدواز عبادت ثواب .وعلت افضل بودن صحبت حدیث بخاری شریف است که می فرماید :

مَنْ أَحَبَّ عَبْداٌ لَایُحِبُّهُ إِلّا الله

هر کس با مسلمانی محبت بکند الله تعالی اورا حلاوت ایمانی نصیب می کند و هر کسی حلاوت ایمانی حاصل کرد این بشارت خاتمه بخیر بودن آن شخص است .پس از صحبت اهل الله وعده ثواب نیست بلکه وعده حلاوت ایمان است که از ثواب خیلی مهم تر است

                        ( فیوض ربانی صفحه 53 )

عشق حقیقی یعنی تفویض

عشق حقیقی یعنی تفویض   

عاشق یعنی ینده ی کامل الله تعالی که انسان هر وقت تابع حکم باشد هرجا حکم فداکردن جان آمد جان را فدا کند وهر وقت حکم حفاظت ار جان آمد آنرا نجات داده حفاظت کند پس انسان هر حال خود را سپرد الله تعالی بکند که هر طور الله تعالی بخواهد در او تصرف بکند وانسان بر همه تصرفات تشریعی وتکوینی  الهی راضی باشد واین حقیقت تفویض وعشق الهی است و ابتداء این صفت بدست شیخ ومرشد شروع می شود که انسان نفس خود را برای اصلاح سپرد مرشدی صحیح العقیده وصحیح العمی بکند . 

( سکون قلب صفحه ی ۱۲۹ )  

اقوال بزرگان

اقوال بزرگان

حضرت شیخ ابو محفوظ معروف بن فیروز معروف به معروف کرخی می فرماید :

وقتی الله تعالی برای بنده ی خود فیصله ی خیر بفرماید دروازه عمل را برایش باز می کند ودروازه جنگ وجدال را بر روی او می بندد . وبرای هرکسی اراده شر بکند دروازه خیر را براو می بندد ودروازه جنگ وجدال را بر او باز می کند .

سیدنا امام یحیی رازی می فرماید :

اولیاء ودوستان الله تعالی سه صفت خاص دارند .

1 درهرحال برالله تعالی بروسه واعتماد کردن .

2 در هرچیزی غنا حاصل کردن .

3 در هر حالت وهرمشکل به الله تعالی رجوع کردن .

سیدنا شاه شجاع کرمانی فرمودند :

جاهل در تاریکی جاهلت خود به گناه مبتلا می شود وحال آن عالم چگونه است که در تاریکی علم خود فرو رفته است واین نوع جهالت تاریکیش بیشتر است .

تاریکی ها ی علم عبارتند از تکبر نخوت بدعملی وریاکاری .اگر شخص عالمی با وجود دانستن نتواند به تقاضای علم عمل کند وبه بدعملی روی بیاورد وخلاف علم به اعمال جاهلانه عمل کند پس این عالم از جاهلی که فقط به وجه جهالت در تاریکی است بدتر می باشد .

                     ( اوصاف اولیاء صفحه ی 28  )

مایوسی وجهد

مایوسی وجهد  

طبیعت انسان بیشتر بطرف مایوسی مایل است چونکه بعد از مایوس شدن انسان احساس ذمه داری نمی کند و خودش را نسبت به مسئولیت محوله آزاد می نماید ولی خوب بدانید که این یکی از مکرهای شیطان است .  

از دیدن قلت اسباب مایوس شدن نشانی این است که شما عاشق اسباب هستید و شما بر وعده های غیبی الله تعالی و قدرت الله تعالی یقین ندارید . 

 با اعتماد بر الله تعالی همت کنید اسباب را الله تعالی مهیا می کند والا انسان هیچ چیز نمی تواند انجام بدهد .اما انسان باید با همت وبه اندازه ی استطاعت تا آخرین لحظه ی عمر باید محنت بکند . 

                                               ( پیام الیاس صفحه ی ۲۲۳  )

رسوخ فی العلم

رسوخ فی العلم  

 

علماء کرام برای عالم حقیقی چهار صفت بیان نموده اند :  

1 التقوی فی ما بینه وبین الله  ( بین خود وبین الله تعالی با تقوی معامله  

 

کردن  )  

2 التواضع فی مابینه وبین الناس   ( بین خود وبندگان الله تعالی با تواضع  

 

معامله کردن  )   

3 الزهد فی ما بینه وبین الدنیا ( بین خود ودنیا با بی رغبتی معامله کردن )   

4 المجاهده فی ما بینه وبین نفسه ( بین خود وبین نفسش با مجاهده معامله  

 

بکند .  

                                      ( راز مقبولیت دوستان الله تعالی صفحه ی 29 )

حقیقت عجب

حقیقت عجب

الله تعالی می فرماید : اذأعجّبّتکْم کّثرّتْکْم یعنی وقتی که کثرت افرادتان شمارابه عجب انداخت.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرماید : وأّماالمْهلکات فّهّوی مْتّبع وّشح  مطاع واعجاب المرء  بنّفسه وهی أشدهن  ( رواه البیهقی )

یعنی : واما هلاک کننده ها خواهشی است که پیروی کرده شود وبخل است که موافق آن عمل کرده شود واین که انسان خود را خوب بداند واین از همه بدتراست .

کمال خود را بطرف خود نسبت دادن و عدم خوف از سلب آن کمال عجب نامیده می شود .یکی از کیدهای خفی نفس این است که همیشه می خواهد ممتاز بماند و عجب آنچنان عمل بدی است که هر لحظه ای که انسان در نظرخودش پسندیده شد فورا در نظر الله تعالی ناپسندیده می گردد. البته اگرانسان از نعمت الله تعالی خوش گردد و از سلب آن نعمت بترسد واین را در دل خود بیاورد که این نعمت از جانب الله تعالی به سبب فلان علم به من عطا شده ویا به سبب  علم به من عطا شده است و مختار کل الله تعالی است و هر وقت بخواهد می تواند آنرا از من بگیرد این عجب نیست چونکه شخص خودپسند فراموش می کند که نعمت از جانب منعم حقیقی است و انعام الهی را حق خود تصور می کند .

عجب نزدیک تکبر است وفقط در آن یک قید کم است وآن اینکه در عجب حقارت دیگران وجود ندارد بلکه فقط در عجب انسان خود را بزرگ محسوب می نماید ولی بقیه اجزاء آن همان اجزاء تکبر هستند .

در حدیث شریف می آید که هر کس خود را بزرگ محسوب کند وبا غرور راه برود در قیامت طوری با الله تعالی ملاقات می کند که الله تعالی بر آن غضبناک است .( مسند احمد )

                                 (   شریعت و طریقت صفحه ی 217 )

اهمیت اخلاق در اسلام

اهمیت اخلاق در اسلام 

بسمه تعالی

الله تعالی در سوره قلم می فرماید : ای پیامبر تو به اعلی ترین اخلاق فائز می باشید .

ودرسوره احزاب می فرماید  : برای شما در زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم اسوه ی حسنه است .

در جایی دیگر می فرماید من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام .

پیامبر عظیم الشأن می فرماید آدمی بوسیله اخلاق درجات عظیم را حاصل می کند اگرچه آن انسان ضعیف العبادت باشد  و انسان به وسیله بد خلقی به درک اسفل می رود اگرچه عبادت گزار باشد .

ودر جایی پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید : کاملترین انسان از نظر ایمان کسی است که اخلاقش بهتر باشد وبهترین شما کسی است که با خانواده اش بهتر سلوک کننده باشد .

در جایی می فرماید اخلاق خوب خزانه ای است که هر کسی را الله تعالی پسند بکند او را به اخلاق خوب می نوازد .

در روایتی صحابی می پرسد یا رسول الله بدبختی چیست فرمود بداخلاقی.

حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله در ممجالس حکیم الامت صفحه ی 176 می فرماید تا زمانی که یک انسان دارای اخلاق خوب نباشد الله تعالی در او صلاحیت واستعداد وصول وقرب خود را نمی گذارد .

امام احمد رحمه الله فرمود اخلاق خوب این است که غصه نکنید حسد نکنید .تکالیف مردم را برداشت کنید .

امام شعرانی رحمه الله می فرماید : اگر کسی با هفتاد گناه از گناهانی که بین بنده والله تعالی هستند حاضر شود برایش آسان تر است از حاضر شدن با یک گناه از گناهانی که بین بنده ویک مخلوق دیگر باشد یعنی ایذاء بندگان الله تعالی .

حضرت عیسی علیه السلام می فرماید : اگر کسی مسلمانی را اذیت کرد یا حق او را خورد در قیامت اگر به اندازه ی هفتاد نبی اعمال خیر داشته باشد نمی تواند اورا از گرفت خدا نجات دهد .

احترام بندگان مقبول الهی سبب جذب رحمت الهی می شود

احترام بندگان مقبول الهی سبب جذب رحمت الهی می شود

حکیم الامت رحمه الله فرمودند : روزی امام احمد بن حنبل رحمه الله کنار نهری وضو می کردند که یک شخص دیگر که کمی بالاتر از امام صاحب در حال وضو بود وقتی امام صاحب را دیدند بخاطر ادب امام از امام صاحب کمی پایین تر رفته وضو گرفت که آب مستعمل من پیش امام صاحب نرود . بعد از مرگ همین شخص کسی او را در خواب دید واز او پرسید با شما چطور رفتار شد فرمود الله تعالی فقط به این خارطر مرا بخشید که من یک بنده ی مقبول را احترام کرده ام .حکیم الامت رحمه الله فرمودند وقتی به یک بهانه انسان بخشیده می شود چرا انسان دیگران را حقیر بداند .

رحمت حق بهانه می جوید  ……………………. رحمت حق بها  نمی جوید

                                                                       ( انفاس عیسی  ص 490 )

گفته های تلخ دیگران را برداشت کنید

گفته های تلخ دیگران را برداشت کنید  

کسی به حضرت ابوبکر حرف های تندی می زد و حضور اکرم صلی الله علیه وسلم هم حاضر بود ولبخند می زد در همین هنگام حضرت ابوبکر جوابی به او داد وحضرت پیامبر گرامی ناراحت شده بلند شد ورفت  وحضرت ابوبکر دنبال او حرکت کرد وفرمود یا رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی او به من حرف تند می گفت شما لبخند می زدید ولی وقتی من جواب او را دادم چرا شما ناراحت شدید . رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود وقتی او به شما حرف تند می گفت فرشته ای در انتقام شما جواب میداد ولی وقتی خودتان جواب دادید فرشته برگشت من هم بلند شدم که شما با وجود صدیق بودن این معامله را کردید . 

بزرگی در مسیری حرکت می کرد شخصی به او توهین کرد مرید آن بزرگ گفت حضرت ادبش کنم فرمود اگر می خواهی انتقام بگیری همراهی مرا رها کن . 

زنی بر حضرت بایزید بسطامی خاکستر ریخت و حضرت الحمدلله گفته به راه خود ادامه داد ویکی از مریدان حضرت فرمود که حضرت اورا ادب کنم حضرت فرمود اگر می خواهی انتقام بگیری راه فقیر را رها کن . یکی دیگر پرسید حضرت چرا شما الحمد لله گفتید فرمود کسی که لایق آتش است الله تعالی بر او خاکستر بریزد این احسان الله تعالی نیست پس در جواب احسان الله تعالی من الحمدلله گفتم . 

دوستان الله تعالی چه تواضعی دارند و بزرگان همیشه نعمت های الله تعالی را جلوی چشم خود احساس می کنند که ما چه هستیم والله تعالی چه نعمت هایی به ما می دهد  

                                      ( الله کی تلاش جلد اول صفحه ی ۲۳۸ ) 

فقط گریه کردن را خوف خدا نمی گویند

فقط گریه کردن را خوف خدا نمی گویند 

حضرت مولانا حمادالله هالیجوی رحمه الله فرمودند :  

انسان باید همیشه به فکر موت باشد واز رسوایی قیامت باید ابه الله تعالی پناه ببرد . وبیشتر وقت خود را در فرمانبرداری الله تعالی بگذراند چونکه دنیا دارفانی وآخرت دارالبقاءاست افسوس که شیطان انسان را برای تفکر نمی گذارد اگر انسان کمی فکر بکند صالح می شود  . 

                            

                            عشرت امروزبی اندیشه ی فرداخوش است 

                        فکرشنبه تلخ دارد جمعه اطفال 

 (تحفةالسالکین حصه ی سوم صفحه ی 135 )

بزرگترین علم

بزرگترین علم 

حضرت سیدناابوالعباس بن عطاء رحمه الله می فرماید : بزرگترین علم هیبت وحیاء است کسی که از این دو خالی باشد آن شخص از تمام خیرها خالی است . 

                       ( اوصاف ولایت صفحه ی ۲۶۳ )

طریقه ی کثرت ذکر

طریقه ی کثرت ذکر 

حضرت حکیم الامت رحمه الله فرمودند : طریقه ی کثرت ذکراین است که در حال راه رفتن وکار کردن لااله الاالله را ذکرکنید ودر هنگام ذکر سعی کنید کمی با آواز بلند ذکر بکنید و در اوقات خالی تسبیح دست بگیرید که تسبیح کذکره است و انسان را یاد می اندازد . 

                                    ( دوای دل حکیم الامت  صفحه ۶۰  )

مولانا مشتاق از بزرگان مرکز رائیوند
 مولانا مشتاق از بزرگان مرکز رائیوند 
 کسی که برای اولین بار در زمان مولانا عبدالعزیز رحمه الله در ایران تشکیل شد   
 

طریقه ی حصول الله تعالی

طریقه ی حصول الله تعالی  

عارف بالله حضرت مولانا حکیم اختر  صاحب می فرمایند : 

دوستان من ! الله تعالی از همت وقربانی حاصل می شود . دروجود انسان خواهش گناه پیدا می شود ولی بر آن عمل نکنید . اورا دفن کنید .غمی که بر دل می آید به خاطر ترک گناه آن را برداشت کنید . یک ذره از محبت الله از تمام دنیا وحکومت های دنیا افضل تر است . از برداشت کردن غمی که در راضی کردن الله بر وجود طاری می شود وغمی که در ناراض نکردن الله می آید الله حاصل می شود مردم فکر می کنند که الله تعای از تهجد حاصل می شود . خوب توجه کنید که الله تعالی از تهجد ُ نوافل و وظایف حاصل نمی شود بلکه الله تعالی حاصل می شود از ترک گناه وبرداشت کردن غمی که بر ترک گناه می آید  . 

 ‌‌إِنَّ أَولِیَآءُه إلّا المتقُون 

الله کسی را ولی خود می کند که زندگی خود را برتقوی اداره می کند .از گناه دوری می نماید و غم دوری از گناه را برداشت می کند . عبادت شیرینی است ولی ترک گناه تلخی است برای شیرینی همه آماده هستند ولی برای تلخی کسی آماده نیست . یعنی همه برای عبادت آماده هستند ولی برای ترک گناه کسی آماده نیست . اگر از عبادت الله حاصل می شد خیلی آسان بود ولی الله از ترک گناه انسان را دوست خود و ولی خود قرار می دهد چون که او تلخ است و بر ترک گناه برنفس فشار می آید برایش سخت است وبرداشت این سختی را الله تعالی پسند می کند . الله تعای می خواهد بنده برای بدست آوردن من سختی بکشد . کمال این است که انسان سختی های ترک گناه را تحمل بکند والله تعالی را ناراض نکند برای همین الله تعالی فقط از ترک گناه حاصل می شود . 

                               انعامات ترک گناه صفحه ی 118

شروع بکار مجدد وبلاگ تصوف

شروع بکار مجدد وبلاگ تصوف  

سلام بر تمامی دوستان  

بعلت دوری موقت از محضر شما دوستان معذرت می خواهم وبنده چونکه به یک سفر چهارماهه جماعت تبلیغ رفته بودم نتوانستم در خدمت دوستان باشم از امروز دوباره وبلاگ تصوف به فعالیت خود ادامه می دهد لذا از تمام دوستان برای پیشرفت وبلاگ دعا بکنند تا بتوانم خدمتی ناچیز برای دوستان انجام بدهم . 

                                          با تشکر مدیر وبلاگ  معاذ

ده هزار فرشته ازتو حفاظت می کنند

ده هزار فرشته ازتو حفاظت می کنند  

ابراهیم خواص رحمه الله روایت می کند که یکبار در مکه هنگام شب به طرف ویرانه ای رفتم در آن شیری را یافتم کمی از شیر خوفزده شدم آوازی آمد که نترس ده هزار فرشته از تو دارند حفاظت می کنند . 

                           انعامات دوستی با الله تعالی صفحه ۳۹۴

دوستی و نفرت با صاحب بدعت

 دوستی و نفرت با صاحب بدعت:  

 

حضرت فضیل بن عیاض رح می فرمایند: 

 کسی که با صاحب بدعت دوستی بر قرار کند خداوند متعال عمل او را حبط و نابود می کند و نور ایمان را از قلبش سلب می کند امید است که اگر شخصی با صاحب بدعت بغض و نفرت داشته باشد خداوند متعال او را ببخشد اگر چه اعمالش  کم باشد پس شما با شخص بدعتی همراه نشوید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: 

( اگر شخصی بدعت را ایجاد کند و یا شخص بدعتی را جای دهد لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم  بر وی سرازیر می گردد نه فرض آن شخص مورد اجابت قرار می گیرد و نه نفلش)

صفات صوفی:

صفات صوفی: 

 

حضرت شیخ علی هجویری رح به تأیید فرموده حضرت جنید بغدادی رح فرموده اند: 

تصوف مبتنی بر هشت صفت پیامبران است یعنی: 

۱- صوفی مثل حضرت ابراهیم (ع) باید بخشنده باشد.  

۲ - مثل حضرت اسماعیل (ع) راضی به رضای الهی باشد.  

۳- مثل حضرت ایوب (ع) صابر باشد. 

۴- مثل حضرت زکریا (ع) با و جدان باشد. 

۵- مثل حضرت یحیی (ع) غریب باشد. 

۶- مثل حضرت عیسی (ع) جهانگرد باشد. 

۷- لباسش باید مثل لباس حضرت موسی (ع) باشد. 

۸- فقرش مثل فقر خاتم الانبیاء سرور دو عالم و محبوب خدا حضرت محمد صلی الله علیه وسلم باشد. 

تعریف انسانیت

تعریف انسانیت: 

 

شخصی از احنف بن قیس رح پرسید:  انسانیت یعنی چه؟ 

 فرمودند: تواضع نمودن با وجود داشتن دولت و ثروت.  

عفو نمودن با وجود قدرت انتقام داشتن. 

 بدون منت یاری و مدد مردم را نمودن. 

 ودر هنگام پریشانی وخشم بجای عجله صبر پیشه نمودن.  

سه چیز خنده اور و سه چیز غمناک

سه چیز خنده اور و سه چیز غمناک: 

 

حضرت سلمان رضی الله عنه می فرمایند: سه شخص چنانند که هر وقت به یادم می یایند پس  

اینقدر تعجب می کنم که مرا خنده می گیرد:  

اول: آن شخصی که به دنیا امیدها بسته وآسوده نشسته است و مرگ به فکر ربودن اوست.

 دوم: آن سخصی که از خداوند متعال غافل است و خداوند متعال از او غافل نمی باشد. 

سوم: آن شخصی که با دهان باز با قهقهه می خندد او این را نمی داند که خدا.ند متال از 

او خشنود است یا ناراض. 

 

و سه چیز اینطور هستند که هر وقت مرا غمگین میکنند تا اینکه به گریه می افتم: 

اول: جدایی دوستان یعنی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و صحابه کرام (رض). 

دوم: فکر موت. 

سوم: پیش شدن در بارگاه خداوند متعال روز حشر.

فواید خاموشی

فواید خاموشی: 

  

بزرگان می فرمایند خاموشی هفت خاصیت دارد

۱- زینتی است بی پیرایه.  

۲- هیبتی است بی سلطنت.  

۳- عبادتی است بی محنت.  

۴- حصاری است بی دیوار. 

۵- بی نیازی است بی عذر. 

۶- فراغی است از کراما الکا تبین. 

۷- پو ششی است برای عیبها.

 

علایم علمای حقانی

علایم علمای حقانی: 

 

۱- ظاهر او از حیث لباس وغذا و برخورد مردم و نشست وبر خاست موافق شریعت وسنت باشد.  

۲- با شهامت وسنگین است واز کارهای سبک و حرکات عوامی و بازیهای بیهوده و تشبیه به کفار ومشرکین و فساق پرهیز کار و گریزان است.  

۳- محبت دنیاو اهل دنیا وخوف غیر الله ندارد. 

۴- همه وقت در فکر و ذکر اخرت و خوف خدا هست. 

۵- به ذکر و اصلاح نفس خود و مردم به را علم و تبلیغ کو شا است. 

۶- در دل اصلاح امت از او روشن است. 

۷- خود را از همه کمتر می داند. 

۸- احترام دیگر علماء و اهل صلاح و سالخوردگان امت و رحم اطفال امت را در نظر دارد. 

۹- در مجلس او فضولیات دنیوی کم دیده می شود. 

۱۰- در مقابل دنیا دین را ترجیح می دهد. 

۱۱- با اهل بیت و صحابه و سلف صالحین رضی الله عنهم اجمعین محبت و اراده صحیح و حسن عقیده دارد. 

۱۲- از بدعات خیلی متنفر و گریزان است. 

۱۳- در تنفر از دشمنان خدا و رسول بغایت درجه دارد.

 

پنچ چیز در پنچ چیز پنهان است:

پنچ چیز در پنچ چیز پنهان است: 

 

بزرگان دین می فرمایند پنچ چیز در پنچ چیز پنهان است: 

 

۱- عزت در طاعت و بندگی 

۲- ذلت و خواری در معصیت 

۳- تو انگری در قناعت  

۴- هیبت و قدرت در قیام شب 

۵- حکمت و دانش در شکم خالی

علامتهای توبه

علامتهای توبه: 

 

 بعضی از حکماء فرموده اند: مقبولیت توبه انسان از چهار چیز تشخیص داده می شود:

 

۱- زبان خود را از حرفهای بیهوده. دروغ وغیبت بند نماید. 

۲- در دل خویش نسبت به کسی حسادت و عداوت نورزد. 

۳- از همراهان و دوستان بد دوری جوید. 

۴- خود را برای موت (مرگ) آماده سازد با پشیمانی استغفار نماید ومشغول اطاعت الله باشد.

حاتم اصم ( رح) انواع دل را جنین بر می شمارد

حاتم اصم ( رح) انواع دل را جنین بر می شمارد:  

1- دل مرده : دل کافران است. 

2- دل بیمار :دل کناهکاران است. 

3- دل غافل :دل برخورداراست. 

4- دل متنبه :دل جهود بدکاراست. 

5- دل صحیح:دل هوشیار است که در کار است و با طاعت بسیار است 

 و با خوف از ملک ذوالجلال است. 

تشخیص پرهیزکاری

تشخیص پرهیزکاری :

 

حضرت عمر رضی الله عنه می فرماید : برای تشخیص پرهیز کاری به روزه و نماز کسی توجه نکنید 

بلکه در سه خصلت توجه کنید : 

 اول: هر گاه سخن گفت جز از صداقت وراستی چیز دیگر نگوید. 

دوم :هر گاه امانتی به او سپرده شود کمال امانت را رعایت کند.  

:سوم به هنگام قهر و عصبانی ورع و پرهیز کاری را رعایت نماید. 

اقوالی از سیدنا علی  رضی الله تعالی عنه

اقوالی از سیدنا علی  رضی الله تعالی عنه 

 

۱-  هر گاه تقدیر بیاید تدبیر بکار نمیشود. 

۲- شخص بخیل خیلی زود گدا میگردد. در دنیا به مثل فقراء گذر اوقات میکند و در آخرت گرفتنه میشود. 

۳- زبان هرکس شیرین باشد برادران او بسیار خواهند شد. 

۴- هرکس خود را شناخت خدا را شناخت

اقوالی از سیدنا ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه

اقوالی از سیدنا ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه 

 

۱- کسی مزه محبت خدا را چشیده است فرصتی برای طلب دنیا ندارد و از مردم متوحش میشود. 

۲- ای مردم از خوف خدا گریه کنید و اگر گریه نمیآید سعی کنید گریه بیاید. 

۳- ما بزرگی را در تقوی یافتیم و توانگری را در یقین و عزت را در تواضع. 

۴- من برایت بیان میکنم برای آن ذات که برای معرفت خود به مخلوق غیر از عاجزی راه دیگر نشان نداد.

دعوت مولانا به عشق وعاطفه

 دعوت مولانا به عشق وعاطفه

  دعوت مولانا به عشق وعاطفه ومحبت دعوتی بسیارآشکاروروشن گرانه بوداوعجایب وشگفتیهای عشق به الله جل جلاله رابا تفصیل بیان نموده وسپس نیروی توانگرعشق رابدین گونه بیان میدارد:

جسم خاک ازعشق برافلاک شد        کوه دررقص امدوچالاک شد

عشق جان طورآمدعاشقا               طورمست وخرٌموسی صعقا

مولانا میگوید:عشق سرمایه ى جاودانی است که سلطان هفت اقلیم رااصلادرنظرنمی آوردوهیچ اهمٌیتی به ان قایل نیست هرکس جرعه ای ازآن نوشید دیگرهیچ شربتی برایش گوارانخواهدبود:

بادوعالم عشق رابیگانگی است       اندروهفتادودودیوانگی است

عشق شاه شاهان است تاج وتخت شاهی وخانواده ى سلطنت پیش اوخاضع وپست هستندوشاهان بسان بردگان به خدمتگزاری وپای بوسی اوافتخارکرده به فرمان اوگردن می نهند

سخت پنهان است وپیداحیرتش       جان سلطانان جان درحسرتش

غیرهفتاد دوملت کیش او              تخت شاهان تخته بندی پیش او

هنگامیکه مولانابه بیان این فقر جسوروعشق غیورمیپردازدشورومستی اورافرا میگیردوباصدای بلندفریادمیکشدکه

ملک دنیاتن پرستان را حلال            ماغلام ملک عشق بی زوال

او میگوید عشق تنهابیماریی است که بیمارنمیخواهدازآن شفایابدبلکه هنوزدعامی کندبیماری اش تداوم یابد

جمله رنجوران شفایابندواین       رنج افزون جویدودردوحنین

خوبترزین سمٌ ندیدم شربتی        زین مرض خوشتر نباشدصحتی

آری! عشق نوعی بیماری است اماآن گونه بیماری که هرکس به آن مبتلاشدازجمله امراض مصون می ماند

هماناعشق سلامتى وتندرستى روح بلکه روح سلامتیهااست

آن کلامت می رهاندازکلام       وان سقامت می جهاندازسقام

پس سقام عشق جان صحت است    رنجهایش حسرت هرراحت است

 

امید به رحمت خداوند

 امید به رحمت خداوند

ازحضرت انس( رض) روایت شده است که گفت:ازپیامبر(ص) شنیدم که میفرمود:خداوندمتعال میفرمایند:ای فرزند آدم!تا وقتى که مرا بخوانى وبه من امیدوار باشى همه ى آنچه از توصادرشده (گناهان گذشته ى تو)را مى بخشم و(به چگونگى گناه) توجه نمى کنم اى فرزند آدم !اگرگناهان تواز کثرت وبزرگى یه ایرهاى آسمان برسد وسپس ازمن آمرزش بخواهى تو را مى آمرزم اى فرزند آدم!اگر به اندازى گنجایش زمین گناه به سوى من بیاورى وسپس درحالى به من برسى که چیزى راشریک من قرار نمى دهى با گنجایش زمین مغفرت وآمرزش به استقبال تومى آیم                  

(ترمذى روایت کرده وگفته حدیثى حسن است)

پنچ چیز نیک

 حضرت عبدالله بن عباس رض این پنچ چیز را چنین بیان می کند: 

 

۱ ـ  درباره چیزی که برایت فایده ای ندارد و مقصودت نیست سخن نگویی زیرا بی فایده است واز اینکه بر تو گناهی نیاورد ایمن نیست. 

۲ـ درباره آنچه که مقصو دت است تا مجال سخن و جای آن نباشد سخن نگو یی زیرا بسیاری از کسانی که درباره چیزی که مقصو دشان است سخن  

 نابجا می گویند و مقصودشان ضایع می شود و دچار عیب و کاستی می گردتد. 

۳ـ با حلیمان و سفیهان مجادله و منازعه مکن زیرا حلیم آنگاه تو را دشمن  

می دارد و سفیه و نادان تو را می آزارد. 

۴ـ درباره برادرت و دوستت در غیبت وی چیزی بگوی که دوست داری که او پشت سرت بگوید و او را از چیزی که دوست داری تو را عفو کند عفو کن. 

۵ ـ چون کسی عمل کن که معتقد است به اینکه اعمال نیکو پاداش وگناهان و اعمال بد باز خواست دارد.

 

   

خوفناکترین چیز ها

 حضرت علی رض فرمو ده است :  

 

 خوفناکترین چیزی که من نسبت به شما آز ان می ترسم دو چیز است   

یکی آرزوی طولانی و بی حد‌٬ دیگر پیروی از هوا و هوس است٬ زیرا آرزوی   

طولانی آخرت را از یاد شخص می برد و آن را فراموش می کند و اما پیروی   

از هوا و هوس نفس شخص را از درک حقیقت باز می دارد. 

چهار دریا میان بنده وحق

حضرت جنید بغدادی رح می فرماید که چهاردریا میان بنده و حق وجود دارد. 

 

۱ یکی دنیا است و کشتی او زهد است. 

۲ یکی ادمیان و کشتی او دور بودن است.  

۳یکی ابلیس است و کشتی اوبغض است.

۴یکی هوا و کشتی او مخالفت است.

صفات فقیر از دیدگاه شیخ عبدالقادر گیلانی رح

صفات فقیر از دیدگاه شیخ عبدالقادر گیلانی رح 

 

 ۱ اندیشمند باشد ودارای روانی پویا 

 ۲از حضرت حق جز او را نخواهد  

۳ خویشتن را حقیرترین مردم شمارد  

 ۴پرسش کند اما برای اموختن  

۵ از حرام بپرهیزد و شبهه را نا خوش دارد    

  ۶ دور اندیش و هشیارو شب زنده دار باشد   

۷ با وقار و شکیبا و قانع و سپاسگزار باشد 

۸ سکوتش بسیار و گفتارش اندک باشد 

۹ رفتارش عین ادب و گفتارش نغز و زیبا باشد

ارزش واقعی دنیا

شیخ عبدالقادر گیلانی رح فرموده 

 

دنیا خادمه کسی است که وی خادم خدا باشد واگر کسی برای خدمت به دنیا دست بسته بایستد دنیا او را ذلیل می کند بخور استفاده کن اما با عزت و در راه خداوند متعال.  

او جایی دیگر چنین فرمود دنیا را در دستت نگه داشتن در جیب گذاشتن و به نیت های خوبی جمع نمودن جایز اما ان را در قلب جای دادن (که محبوب قلب می گردد) جایز نیست این روا است که دنیا به دروازه قلب بایستد اما ورود ان به داخل قلب نه سزا است و نه عزت و ابروی دارد.  

 

 

گوهرهای مسلمانی

 خواجه عبدالله انصاری رح نوشته است که گوهر مسلمانی شش چیز است 

 

۱ انکه درویش شوی خود را در پیش خلق توانگر نمای.  

۲ چون بیمار شوی خود تندرست نمایی.

۳ به زهد وعبادت مشغول باشی وخلق را از خویشتن فرا کامل نمایی. 

۴خلق هر چند با تو عداوت کنند تو با ایشان شفقت ونصیحت کنی . 

۵ به وقت هستی ونیستی یقین را در دست داری.  

۶همه خلق را از خود بهتر دانی. 

شناخت بنده مخصوص الله

 شناخت بنده مخصوص الله

کسی از حضرت ذوالتون مصری رح پرسید نشانه وعلامت بنده مخصوص وپسندیده الله جیست فرمود چهار علامت دارد   

۱ اسایش وراحتی را ترک کند  

۲ اگر نزداو چیز بسیار کمی نیز باشد حتما در راه الله خرج می کند.  

۳ بر تنزل مرتبه ومقام خود خوشنود باشد  

۴ از نظر او تعریف ومذمت یکسان باشد

اقوال صوفیاء

حضرت ابراهیم ادهم به شخصی فرمود :  

آیا تو می خواهی جز گروه اولیاء الله قرار بگیری ؟  

او گفت بله این نسبت بزرگ را می خواهم . 

حضرت فرمود : به تمام چیزهای دنیا وآخرت میل ورغبتت را تمام کن و فقط خودرا برای الله تعالی فارغ کن و همه تن به سوی الله تعالی توجه کن تا الله تعالی هم به طرف تو توجه نموده و تو را دوست خود قرار دهد .  

 

                      ( انعامات دوستی الله تعالی  ص ۳۸ )

ذرایع حاصل نمودن نسبت

ذرایع حاصل نمودن نسبت  

حضرت مولانا ذوالفقار نقشبندی می فرماید اگرانسان این مسایل را پایبندی بکند حاصل شدن محبت ونسبت الله تعالی آسان می گردد . 

 

۱ - پیروی نمودن سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  

۲- رابطه خود را با شیخ مضبوط کردن . 

۳ - دوام بر وضو  

۴ - پرهیز کردن از گناهان  

۵ - خوراک خود را کم کردن  

۶ - اذیت کردن دیگران پرهیزکردن وبه دیگران تکلیف ندادن  

۷ - کوشش کردن برای ازبین بردن غرور و خودبزرگ بینی  

۸ - کوشش کردن به اطاعت شیخ  

۹ کثرت مراقبه  

۱۰ - نسبت ومحبت الله تعالی را مقصد خود قراردادن وبرای حصول آن دعا کردن . 

اگردر عبادات لذت حاصل نمی شود صدقات را بیشتر کنید

 اگردر عبادات لذت حاصل نمی شود صدقات را بیشتر کنید

اگردر عبادات لذت حاصل نمی شود صدقات را بیشتر کنید  

امام غزالی رحمه اللله می فرماید : بر هر مریدی که فیض کیفیت طاری می شود ولی در عبادت لذت حاصل نمی شود خودش باید در راه الله تعالی صدقه بدهد ........وقتی شمادرراه الله تعالی خرج می کنید چه انعامی حاصل می شود ؟ آن را از زبان قرآن بشنوید . 

( خذ من اموالهم صدقه ) ای نبی تو از اموال آنها صدقه بده  

 ( تطهرهم وتزکیهم بها ) تا بوسیله این صدقه تو آن ها را پاک بکنی 

معلوم می شود که از صدقه تحفه ای به نام تزکیه حاصل می شود وعلاوه از این باید بدانید که کسانی که چشمشان کنترل نمی شود از لذت عبادات محروم می شوند . 

                                          ( الله کی تلاش  صفحه 199 )  

حدیث قدسی

 حدیث قدسی

 

عَنْ أَبِی إِدْرِیسَ الْخَوْلَانِیِّ عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِیمَا رَوَى عَنِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَتَعَالَى أَنَّهُ قَالَ یَا عِبَادِی إِنِّی حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلَى نَفْسِی وَجَعَلْتُهُ بَیْنَکُمْ مُحَرَّمًا فَلَا تَظَالَمُوا یَا عِبَادِی کُلُّکُمْ ضَالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَیْتُهُ فَاسْتَهْدُونِی أَهْدِکُمْ یَا عِبَادِی کُلُّکُمْ جَائِعٌ إِلَّا مَنْ أَطْعَمْتُهُ فَاسْتَطْعِمُونِی أُطْعِمْکُمْ یَا عِبَادِی کُلُّکُمْ عَارٍ إِلَّا مَنْ کَسَوْتُهُ فَاسْتَکْسُونِی أَکْسُکُمْ یَا عِبَادِی إِنَّکُمْ تُخْطِئُونَ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَأَنَا أَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا فَاسْتَغْفِرُونِی أَغْفِرْ لَکُمْ یَا عِبَادِی إِنَّکُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضَرِّی فَتَضُرُّونِی وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِی فَتَنْفَعُونِی یَا عِبَادِی لَوْ أَنَّ أَوَّلَکُمْ وَآخِرَکُمْ وَإِنْسَکُمْ وَجِنَّکُمْ کَانُوا عَلَى أَتْقَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْکُمْ مَا زَادَ ذَلِکَ فِی مُلْکِی شَیْئًا یَا عِبَادِی لَوْ أَنَّ أَوَّلَکُمْ وَآخِرَکُمْ وَإِنْسَکُمْ وَجِنَّکُمْ کَانُوا عَلَى أَفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مَا نَقَصَ ذَلِکَ مِنْ مُلْکِی شَیْئًا یَا عِبَادِی لَوْ أَنَّ أَوَّلَکُمْ وَآخِرَکُمْ وَإِنْسَکُمْ وَجِنَّکُمْ قَامُوا فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ فَسَأَلُونِی فَأَعْطَیْتُ کُلَّ إِنْسَانٍ مَسْأَلَتَهُ مَا نَقَصَ ذَلِکَ مِمَّا عِنْدِی إِلَّا کَمَا یَنْقُصُ الْمِخْیَطُ إِذَا أُدْخِلَ الْبَحْرَ یَا عِبَادِی إِنَّمَا هِیَ أَعْمَالُکُمْ أُحْصِیهَا لَکُمْ ثُمَّ أُوَفِّیکُمْ إِیَّاهَا فَمَنْ وَجَدَ خَیْرًا فَلْیَحْمَدِ اللَّهَ وَمَنْ وَجَدَ غَیْرَ ذَلِکَ فَلَا یَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ قَالَ سَعِیدٌ کَانَ أَبُو إِدْرِیسَ الْخَوْلَانِیُّ إِذَا حَدَّثَ بِهَذَا الْحَدِیثِ جَثَا عَلَى رُکْبَتَیْهِ[1]

 بندگانم  ! ظلم را برخود حرام کردم وآن را میان شما نیز حرام کردم پس بایک دیگر ستم نکنید ! همه شما سرگردانید  مگر آن‌که او را راهنمائی کردم پس از من طلب هدایت کنید شمارا هدایت می کنم . بندگانم ! همه شماگرسنه اید مگر آن که او را  سیرکردم پس از من طلب طعام کنید به‌شما غذا می دهم . بندگانم ! همه شما عریانید مگر کسی که او را پوشاندم .ازمن لباس خواهید به شما پوشاک می دهم . بندگانم ! شما شبانه روز گناه می کنید من همه گناهان را معاف می کنم  ؛ از من طلب آمرزش کنید ! شمارا می بخشم . بندگانم شما نمی توانید که به من سود ویا زیانی برسانید .اگر از اول تا آخر همه انسان وجنّ‌ها بر پاک‌ترین دلی باشند این به پادشاهی من چیزی نمی افزاید . بندگانم ! اگراز اول تاخر  همه جنّ‌ها وانسان‌ها بر ناپاک‌ترین قلبی باشند از پاشاهی‌ام چیزی نمی کاهد . بندگانم ! اگراز اول تاآخر همه جنّ وانسان بریک میدان جمع شده هریکی نیاز خود را بخواهد وهریکی را خواسته‌اش بدهم  . ازخزانه‌هائی که پیش من هست این قدر کم نمی شود سوزنی را در دریا زده در آورند . ای بندگانم اعمال شما را برای شما نگه داری می کنم وشمارا کاملاپاداش می دهم واگر ازدست کسی خیری بر آمد خدا را ثنا گوید واگر به چیز دیگری نایل گشت بجز خویشتن دیگری را ملامت نکند .

 


[1]   ریاض الصالحین باب المجاهدة رقم الحدیث 111 صحیح مسلم کتاب البر والصلة والإداب 4674

تصوف یعنی چه ؟

تصوف یعنی چه ؟

در این مورد علماء ومشایخ جوابات زیادی داده اند که مختصری از این جوابات را برای عزیزان درج می نماییم .

1 محمد علی بن القصاب مرشد جنید بغدادی رحمه الله می فرماید : تصوف آن اخلاق کریمانه ایست که در یک زمانه کریم از یک شخص کریم در جلوی افراد کریم ظهور پیدا می کند .

2 حضرت جنید بغدادی رحمه الله می فرماید « تصوف یعنی از مخلوق خود را قطع کردن وبه الله تعالی وصل شدن .

3 حضرت رویم رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی نفس خود را طوری در اختیار الله تعالی قرار بده که هر طوری الله تعالی می خواهد از او استفاده کند .

4 حضرت سمنون رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی اینکه نه چیزی مالک تو باشد ونه تو مالک چیزی باشی .

5 حضرت ابو محمد جریری رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی داخل شدن در تمام اخلاق خوب وکریمانه وخارج شدن از تمام اخلاق رذیله .

6 -  حضرت عمروبن عثمان مکی رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی انسان در تمام لحظه ها به عملی مشغول شود که آن لحظه برایش بیشتر منفعت بخش باشد .

7 حضرت امام باقر رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی اخلاق خوب وهر کسی اخلاقش بهتر باشد او صوفی تر است .

8 حضرت مرتعش رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی مجموعه اخلاق خوب .

9 حضرت ابوعلی قزوینی رحمه الله می فرماید :که تصوف یعنی اخلاقی که الله تعالی راضی شود .

10 حضرت ابوالحسن نوری رحمه الله می فرماید : تصوف دانستن علم وفن نیست بلکه مجموعه اخلاق را تصوف می گویند.

11- حضرت احمد خضرویه رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی حاصل کردن پاکیزگی ازتمام رذایل وگندگی ها  .

12 حضرت ابو حفص نیشابوری رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی آداب ، ادب هر حال ، ادب هر وقت وادب هر جا .

13 حضرت ابو حمزه بغدادی رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی معاف کردن وبه کارهای نیک وصیت کردن واز جاهلان دوری کردن  .

14 حضرت مجدد الف ثانی رحمه الله می فرماید تصوف یعنی با اخلاص عمل کردن بر شریعت .

15 حضرت حکیم الامت رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی خود را کم دانستن وتواضع اختیار کردن .

16 حضرت مولانا احمد علی لاهوری رحمه الله می فرماید : تصوف یعنی عبادت الله ، اطاعت رسول و خدمت مخلوق .

                                  ( تصوف وسلوک  ص 11 )

عید قربان برمسلمانان جهان مبارک باد

عید قربان برمسلمانان جهان مبارک باد   

 

عید قربان روز پیروزی قلب بر نفس را به تمام مسلمانان جهان و  

 

برای تمام مسلمانان وخصوصا داعیان دین الله تعالی و مجاهدان  

 

راه الله تعالی تبریک وتهنیت عرض می نمایم .  

                        مدیر وبلاگ  :  ابو عمر معاذ

حالات اولیاء در محبت الله تعالی

حالات اولیاء در محبت الله تعالی  

حالات اولیاء در محبت الله تعالی طوری است که برای آنان تمام مصائب آسان می شوند نه در زندان احساس پریشانی می کنند ونه در فاقه وفقر احساس تنگی .  

شأن آنان طوری است که اگر چه نزد آنان چیزی از متاع دنیا نباشد هم  احساس خوشی می کنند چون نزد آنان چیزی موجود است که با موجودیت این نعمت الهی پرواه هیچ چیز را نمی کنند و آن نعمت آغوش محبوب الله تعالی است. آن نعمت رضای الله تعالی است .  آن نعمت لذت طاعات است . آن نعمت مناجات و لذّت قرب الهی است . 

                                  (سکون قلب صفحه 134 )

بودن خیر، برکت وشفا درچهارچیز

بودن خیر، برکت وشفا درچهارچیز  

در کتاب ابن جریر این فرمان حضرت علی موجود است که هر کسی ازشما خواستار شفا می باشد آیه ای از کلام الله مجید را بر کاغذی نوشته آن را با آب باران شسته و از پول مهریه همسرش عسل بخرد وآن ها را بنوشد وبه برکت آن از چند جهت شفا حاصل می گردد چنانچه در قرآن مجید وارد شده است :  

 

1 - وَ نُنَزِّلُ  من القرآن ما هو شفآء ورحمه للعالمین  

ما از قرآن نازل نموده ایم آنچه را که موجب شفا ورحمت است برای مومنین .  

2 - ونزلنا من السماء ماء مبارکا  

از آسمان آب بابرکت فرود می آوریم   

3 - فان طبن لکم عن شی ء منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا  

اگر زنان با طیب خاطر ازمهریه ی خویش به شما چیزی ببخشند آن را بدون کوچکترین تردیدی با کمال میل وبا خوشگواری کامل بنوشید  

در ارتباط با عسل در قرآن آمده است که :  

 

4 - فیه شفاء للناس  

در عسل برای مردم شفاء است   

در ابن ماجه در ضمن روایتی رسول الله صلی اللع علیه وسلم می فرماید هر شخصی در هر ماهی سه بار عسل بخورد به او بلای بزرگی آسیب نمی رساند  

 

فایده : در چهار چیز خیر وبرکت وشفائ است  

 1 در قرآن مجید  

2 - در آب باران  

3 - در عسل  

4 - از آن مقدار مهریه ی که زن همسرش را با طیب خاطر عنایت می کند . 

 

 از علمائ منقول است وقتی شخصی مشغول تجارت می شود مقداری از مبلغ مهریه ی همسرش را بیفزاید انشائ الله در آن تجارت خیر وبرکت خواهد آمد . 

            

                                         ( مرواید های پراکنده )

انسان قوی وانسان ضعیف

انسان قوی وانسان ضعیف   

رسول مقبول صلی الله علیه وسلم می فرماید :  

ضعیف ترین انسان کسی است که بر کنترل شهوات وخواهشات خود عاجز باشد وقوی ترین انسان کسی است که خواهشات وشهوات خودرا کنترل کند . 

 

                               خواجه معین الدین چشتی  ( اقوال صوفیاء )

خصلت نیک

خصلت نیک  

 

حضرت سفیان ثوری رحمه الله می فرماید :  

 عادات نیک خشم الله تعالی را خاموش می کند .  

 

حضرت وهب بن منبه رحمه الله می فرماید : 

هرشخصی که تا چهل شبانه روز بر یک عادت نیک پایبند باشد الله تعالی این عادت را جزء خصلت های طبعی او فرار می دهد .  

                                            ( اقوال صوفیاء )

تمام دنیا بیهوده است مگر چند چیز

تمام دنیا بیهوده است مگر چند چیز 

  

شیخ سری سقطی رحمه الله مرشد بزرگوار امام جنید بغدادی رحمه الله می فرماید : تمام دنیا فضول وبیهوده است مگر این پنج چیز : 1 - غذایی که انسان شکم خو درا سیر می کند  2 - آبی که انسان تشنگی خودرابرطرف می کند   3 - لباسی که انسان عورت خودرا بپوشاند  4 - منزلی که اهل وعیال خود را در آن محفوظ بدراد   5 -  علمی که حاصل می کند .  

 

                                                 ( اوصاف ولایت )

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا ( مولانا روم )

 

 1
2
3
4
5
6
7
8

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرانوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویینور تویی سور تویی دولت منصور توییقطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر توییحجره خورشید تویی خانه ناهید توییروز تویی روزه تویی حاصل دریوزه توییدانه تویی دام تویی باده تویی جام توییاین تن اگر کم تندی راه دلم کم زندییار تویی غار تویی خواجه نگهدار مراسینه مشروح تویی بر در اسرار مرامرغ که طور تویی خسته به منقار مراقند تویی زهر تویی بیش میازار مراروضه اومید تویی راه ده ای یار مراآب تویی کوزه تویی آب ده این بار مراپخته تویی خام تویی خام بمگذار مراراه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا


شهر قونیه در ترکیه میزبان آرامگاه مولانا، شاعر قرن هفتم هجری است 

 

از تقاضا ی گناه که در دل پیدا می شوند ناراحت نشوید

محبت الله تعالی به اندازه مجاهده حاصل می شود 

مولانا شاه حکیم اختر صاحب می فرماید :

از تقاضا ی گناه که در دل پیدا می شوند ناراحت نشوید . ...هرچقدر تقاضا بیشتر باشد از ترک آن در دل غم بیشتری می رسد و هر چه قدر غم بیشتر باشد انعام بیشتر می شود .....انسان به اندازه مجاهده می تواند نور الله تعالی را کسب بنماید .

به کسی صددرجه تقاضای  گناه پیش کرده می شود وبه اندازه ترک به او صد درجه غم می رسد .

وبه شخصی پنجاه درجه گناه پیش کرده می شود  ودر دل این شخص از ترک گناه  پنجاه درجه غم داخل می شود .اما انعام هردو برابر نیست این را بدانید که هر چه غم ببیشتر باشد انعام بیشتر می شود هر کس غم بر ترک گناه در دلش بیشتر باشد انعامش بیشتر می شود انسان فقط بر تقاضای گناه عمل نکند .

                   (   الله کی تلاش صفحه 99 )

وقتی گناه ترک نمی شود استغفار را ترک نکنید

وقتی گناه ترک نمی شود استغفار را ترک نکنید  

 

حضرت حکیم الامت اشرف علی تهانوی رحمه الله می فرماید در سهارنپور جایی به بیت الخلا رفتم وبیرون دو نفر با هم حرف می زدند یکی گفت : من فلانی را بیش از صدبار گفتم نماز بخوان وای گوش به حرفم نداد من هم نصیحت کردنش را ترک کردم . دومی گفت : وقتی او کار بد وگناه را ترک نکرد تو چرا نیکی کردن را ترک کردی از این سخن این مطلب به قلبم آمد که تا زمانی که گناه از شما دور نشده شما استغفار را ترک نکنید . 

                                                  

                                                 ( الله کی تلاش صفحه 31 )

دو عادت نا مناسب

دو عادت نا مناسب  

حضرت فضیل بن عیاض رحمه الله می فرماید : دو عادت در مردم وجود دارد که هردو عادت از عادات جاهلیت است . 

۱ - خندیدن بغیر از دیدن چیزی عجیب  

۲ - بغیر از شب بیداری صبح کردن  

انسان نباید بدون دلیل بخندد و شب را انسان باید به عبادت بگذراند قسمتی از آن را به تلاوت وقسمتی را به ذکر الله تعالی مصرف نماید  . انسان باید در شب درود شریف بخواند و سعی کند نماز تهجدش را بخواند و برای انسان مسلمان مناسب نیست که شب را تا صبح مانند جنازه به غفلت بگذراند .  

                                         (  اوصاق ولایت صفحه ۶۳ )

ذکر واختلاط عمومی

ذکرواختلاط عمومی 

مولانا الیاس رحمه الله می فرمایند : هر وقت من به میوات می روم با جماعتی از اهل ذکر سفر می کنم باز هم براثر اختلاط عمومی حالت قلب من این قدر عوض می شود که تا زمانی که من اعتکاف نکنم ویا به رائپور ویا به سهارنپور نروم وچند روز قیام نکنم ودر ماحول خصوصی علم وذکر شرکت ننمایم  حالت قلبم دوباره بر نمی گردد  . پس برای اهل دعوت وتبلیغ و کسانی که گشت می کنند وبا مردم اختلاط می کنند ضروری است که اثرات طبیعی اختلاط عمومی را به ذریعه ذکر وخلوت دور کنند . 

دوستان الله تعالی جملات طلایی بزرگان را به ما بفهماند که خود پیامبر گرامی هم می فرماید گاهی بر دل من زنگ می نشیند که من هفتاد بار استغفار می کنم . در این باره مولانا زکریا رحمه الله از مولانا رشید احمد گنگوهی رحمه الله نقل می فرماید که نعوذ با الله پیامبر که از گناه صغیره وکبیره پاک بودند پس چرا گاهی زنگ بر قلب مبارکش می نشست این همان اثرات طبیعی بشری بود که بر اثر اختلاط با عوام بر قلب پیامبر صلی الله علیه وسلم می نشست پس دوستانی و مبلغانی که بر اهل تصوف و خصوصا بزرگان ایراد می گیرند متوجه باشند که روح دعوت وتبلیغ تصوف است وعلماء تبلیغ خصوصا مولانا الیاس ُ مولانا یوسف ومولانا زکریا رحمهم الله به این مسئله توجه خاصی داشته اند لذا بر ما هم لازم است که در این زمینه بیشتر توجه بکنیم زمانی که برقلبی که چهار بار توسط جبرئیل وبا آب جنت شسته شده است اثر اختلاط می افتد پس بر قلب ما هزاران مرتبه بیشتر اثر می افتد وهزاران بار بیشتر استغفار برای پاک کردنشان لازم .

مردان و زنانیکه بسیار ذکر خدا می کنند
مردان و زنانیکه بسیار ذکر خدا می کنند  

امام نووی رحمه الله می فرماید:لازم است دانستن اینکه زنان و مردانیکه

یاد خدا بسیار می کنند و نامشان در آیه ی۳۵سوره احزاب آمده چه کسانیند؟

ابن عباس رضی الله عنه می فرماید:آنها کسانی هستند که بعد از نمازها

و صبحگاهان و شامگاهان و در وقت خوابیدن و بیدار شدن از خواب

و هر وقت که بیرون از منزل می روند و یا به منزل برمی گردند

ذکر خدا می کنند.

مجاهد رحمه الله می فرماید:امکان ندارد از آن گروه باشی

تا وقتیکه ایستاده و نشسته و خوابیده ذکر ویاد خدا کنی.

عطاءرحمه الله می فرماید :هر کسیکه نمازهای پنج گانه

 به وجه اکمل ادا نماید از این گروه می باشد.

و خود امام نووی می فرماید:حدیث معروف و مشهوری است

که ابو داود و نسائی و ابن ماجه در سنن خود از ابی سعید خدری

 رضی الله عنه روایت می کنند که پیغمبر صلی الله علیه

و آله و سلم فرمود:موقعیکه شخص در دل شب همسرش

 را بیدار می کند و با هم دو رکعت نماز بخوانند آندو در

 گروه کسانیکه یاد خدا بسیار می کنند از مردان و زنان نوشته می شوند.

و می فرماید:از پیشوای بزرگ ابو عمر بن صلاح رحمه الله

 پرسیده شد تا چه اندازه ذکر کننده از ذاکرین الله کثیرا

 و الذاکرات به حساب می آید؟فرمود:هر گاه کسی بر اذکاری

 که از حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

و اصحابش وارد شده در وقت صبح و شام و در تمام

احوال چه شب و چه روز که در کتابهای مخصوص اذکار آمده

بخواند از آن گروه به شمار می اید.(کتاب اذکار امام نووی رحمه الله)

اذکـــــــــار
انواع ذکر

ذکر جوارح:به کار انداختن اعضای بدن در طاعات و عبادات است مانند نماز خواندن که خدای فرمود:(فاسعوا الی ذکر الله) یعنی بشتابید بسوی نماز.

و بعضی از عارفان می فرمایند ذکر خدا برهفت عضو است:

۱.ذکر دو چشم گریه.

۲.ذکر دو گوش شنیدن چیزهای خوب.

۳.ذکر زبان ثنای خدا عزوجل.

۴.ذکر دو دست عطا و بخشش.

۵. ذکر بدن وفا.

۶. ذکر قلب ترس از خدا و طمع در رحمت او.

۷.و ذکر روح تسلیم به اوامر خدا و رضا به قضاو قدر او می باشد(۱)

(۱)فتح الباری بشرح صحیح بخاری جلد ۱۴ و جامع العلوم و الحکم.


امام قرطبی رحمه الله می فرماید:ذکر خدا اطاعت و فرمانبری خدا است

که آنچه خدا به آن امر فرموده انجام داده شود و آنچه خدا از آن نهی کرده

دوری بجوید.زیرا پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم می فرماید:کسیکه از

خدا اطاعت کرد پس خدا را یاد کرده اگر چه نماز و روزه ی سنت و کارهای

خیر اندک انجام دهد و کسیکه گوش به فرمان خدا نداد و خلافکاری کرد

خدا را فراموش کرده اگر چه نماز و روزه ی فرض و کارهای خیر زیاد انجام دهد.

پس چنین می شود خلاصه کرد: فضیلت و برتری ذکر فقط در

سبحان الله و الحمدلله گفتن نیست ذکر حقیقی همان انجام دادن اوامر خدا

و دوری جستن از نواهی او باریتعالی است پس اگر کسی به زبان ذکر خدا

می کند ولی هیچ اعتنائی به امر و نهی پروردگار ندارد ذکر او حدیث نفس

است و هیچ حقیقتی ندارد. 

 

http://www.daryamesr.blogfa.com/post-6.aspx

صفات برجسته اهل تصوف

صفات برجسته اهل تصوف 

 

حضرت غوث الاعظم(رض) فرمودند: اهل مجاهده و محاسبه واولوالعزم دارای ده خصلت میباشند. انها را تجربه کنید ،که چون ان ده صفت را اقامه و به اذن خدا بکار برند به منازل ومراتب و درجات عالیه خواهند رسید.

 1- به خدا سوگند نخورید نه راست و نه دروغ و بعمدی واشتباهی، زیرا چون ترک این عمل(سوگند خوردن بخدا) را در نفس خود محکم و زبان بدان عادت کرد، کم کم بترک قسم از روی سهو واشتباه وعمد عادت میگیرد، وچون این عادت شد خداوند دری از رحمت ونور خود را در قلب او می گشاید

ادامه مطلب ...
بعضی از کلمات قصار مولانا الیاس رحمة الله علیه

اخلاق ریشه ی دین است 

  

با کسی با خنده رویی مکالمه کردن صدقه است*حتی نماز هم بخاطر درست کردن اخلاق است * 

با هم محبت کردن از نماز بیشتر ارزش دارد* اخلاق از نماز بیشتر درجه دارد * کسی که آدم تشنه ای را آب بدهد گویا او را دوباره زنده کرده است * هدیه بدهید از آن محبت پیدا می شود *  

شبه این است که اخلاق بهتر است یا ارکان ؟ 

به اعتبار ریشه ارکان بالا تر  هستند و به اعتبار نتیجه اخلاق بالا تر است حقوق الله معاف می شوند ولی حقوق العباد معاف نمی شوند پس معلوم می شود که اخلاق خیلی مهم است اخلاقی که مطابق با شریعت باشد ارزش دارد ارکان واسطه اخلاق است اخلاقی که تحت رهبری شریعت باشد ارزش دارد و الا نزد الله تعالی ناپسندیده است * زبان را شیرین بکنید از عبادات بزرگ هم نزد الله تعالی بیشتر ارزش دارند . 

 

                           (  از کتاب پیام الیاس  )

اصحاب عصر حاضر شهدای جندالله

اصحاب عصر حاضر شهدای جندالله

سربازان جان بر کفم محمد رسول الله ( ص )  که به ریختن خون خود از ناموس نبی خود در مقابل توهینات گروهی متحجر فرعون صفت در قالب حکومت ایران دفاع نموده وخون مبارک خویش را فدیه رسول محبوب خدا می کنند شهادت مبارکشان باد .

تصاویر شهیدان مبارک جند الله : برای دیدن تصاویر به جمله زیر کلیک کنید .

          عزیزان دوستتان داریم

مولانا یوسف کاندهلوی فرزند رشید مولانا الیاس رحمة الله علیهما

  

 مولانا یوسف کاندهلوی فرزند رشید مولانا الیاس رحمة الله علیهما

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم


1
2
3
4
5
6
7
غم زمانه خورم یا فراق یار کشمنه قوتی که توانم کناره جستن از اونه دست صبر که در آستین عقل برمز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیستچو می​توان به صبوری کشید جور عدوشراب خورده ساقی ز جام صافی وصلگلی چو روی تو گر در چمن به دست آیدبه طاقتی که ندارم کدام بار کشمنه قدرتی که به شوخیش در کنار کشمنه پای عقل که در دامن قرار کشمجفای دوست زنم گر نه مردوار کشمچرا صبور نباشم که جور یار کشمضرورتست که درد سر خمار کشمکمینه دیده سعدیش پیش خار کشم

محبت با عادل

محبت با عادل  

حضرت مولانا منظور نعمانی رحمه الله در کتاب معارف الحدیث خود یک حدیث می نویسد که حضور اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید :  

عادل محبوب ترین ونزدیک ترین انسان به الله تعالی است . 

در این حدیث الله تعالی یکی از علایم محبت با بندگان را اظهار نموده است .تا بندگانی که ادعای محبت الله تعالی را می کنند این صفات را در وجود خود زنده نمایند . 

در این جا باید این مسئله واضح شود که منظور از عدل فقط پادشاه عادل ویا حکمران عادل نیست بلکه در این حدیث تاجر عادل وملازم عادل و غیره ..... هم سهیم هستند  گویا در این حدیث همه شعبه ها داخل هستند .  

بقول یک اولیاء الله عدل به هفت قسم است .  

قسم اول - عدل چشم :  

 

عدالت در چشم این است که انسان چشم ها را در جای صحیح استعمال نماید واز دیدن در جای حرام آن ها را حفاظت نماید .   

قسم دوم - عدل گوش ها :  

 عدالت در گوش ها یعنی همان چیز هایی را گوش نماید که حکم داده شده است .از گوش کردن چیز هایی که منع شده پرهیز نماید .  

قسم سوم - عدالت زبان :   

عدالت در زبان یعنی زبان را همان جایی استعمال نماید که اجازه داده شده است ودر جای که نفعی برای آخرت ویا نفعی شرعی برای دنیای او دارد وزبان را جایی که منع شده استعمال ننماید .  

قسم چهارم - عدالت در فکر :   

عدالت در فکر یعنی نسبت به همان چیز هایی که الله تعالی اجازه داده فکر کند وو از خبالات گناه فکر خود را حفاظت نماید .  

قسم پنجم - عدالت دست :   

یعنی دست های خود را در اعمال واطاعت الله تعالی استعمال نماید .  

قسم ششم - عدالت در پا :  

یعنی در جایی که نافرمانی الله تعالی کرده می شود آن جا نرود .  

قسم هفتم - عدالت در جسم :  

یعنی جسم خود را در احکامات الله تعالی استعمال نماید واز استعمال در فهمیات خود پرهیز نماید .  

هر سالکی که بر این هفت قسم از اقسام عدالت عمل نماید جز افراد عادل محسوب می شود.

اقسام وساوس

اقسام وساوس انسانی   

روزی در زندان لاب کسی از حضرت مولانا شاه محمد صاحب مبمن پرسید که حضرت داود (ع ) زنی را نگاه کرد چرا طلب اورا در دل نمود درحالی که این مسئله خلاف شأن نبوت است . 

حضرت فرمودند اگر این روایت را صحیح بدانیم هم جواب آن این است که وساوس انسانی بر پنج قسم هستند . 

1 - هاجس : وساوسی که ناگهان در دل پیدا شده وخود بخود زایل می شوند .  

2 - خاطر : وساوس نفسانی که ناخدا گاه پیدا شده واز آن در دل خوشی هم پیدا می شود ودوباره خودبخود زایل می گردند ووسوسه حضرت داود از این قبیل وساوس بوده ونسبت به این وساوس در بارگاه الهی گرفتی هم وجود ندارد وبنا به حسنات الابرار سیئات المقربین با حضرت داود هم همین معامله شده است . 

 3 - حدیث النفس :  وسوسه ای که در آن تردد وجود داشته باشد که این کار را بکنم یا نکنم .  

4 - همّ : وسوسه ای که انسان در دل عزم بر کردن آن می کند اگر این وسوسه ی همّ  در رابطه با نیکی باشد در نامه اعمال نوشته می شود واگر در رابطه با گناه باشد نوشته نمی شود تا آن عمل انجام نگیرد . 

 5 -  عزم :  وسوسه ای که انسان برای بر آورده کردن آن تلاش می کند ولی بنا بر اسباب خارجی موفق بر انجام آن نمی شود که در این اختلاف است بعضی نظر بر این دارند که اگر این عمل را انچام بدهد در نامه ی اعمال نوشته می شود وبعضی عقیده براین دارند که این عمل انجام داده شود یا انجام نگیرد در هردو حالت گناه نوشته می شو د.  

 

                                 (  تحفه السّالکین جلد سوم صفحه 123)

صفات بندگان نیک الله در قرآن

صفات بندگان نیک الله در قرآن



1- خداوند می فرماید {وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا} [فرقان:63]
( و بندگان «خوب خدای» رحمان، کسانی هستند که به آرامی روی زمین راه می روند).

از صفات آنها این است که با آرامش و وقار و تواضع راه می روند و متکبرانه قدم بر نمی دارند. خداوند فرموده:

{وَلاَ تَمْشِ فِی الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّکَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً} [اسراء:37]
(با فخر و و تکبر بر زمین راه مرو، تو نمی توانی زمین را «با غرورت» بشکافی و «یا آنقدر بلند قامت شوی که» به طول کوهها رسی).
ادامه مطلب ...
منادی شیطان

از حضرت ابو امامه باهلی (رض ) روایت شده که رسول الله (ص) فرمود :  

وقتی شیطان خواست برروی زمین بیاید به خداوند عرض نمود : 

ای بار الها ! تو مرا به سوی زمین می فرستی ومرا رانده ی درگاهت می نمایی ُ برای من پناهگاهی مقرر بفرما . 

خداوند فرمود : منزل تو حمام است . 

شیطان گفت : برای من نشستگاهی معین بفرما . 

خداوند فرمود : بازارها وراهها نشستگاههای تو می باشند . 

شیطان گفت :ترتیب غذاهایم را بده . 

خداوند فرمود : غذایت هر آن چیزی است که نام خدا بر آن گرفته نشود . 

شیطان گفت : برایم نوشیدنی هم مقرر بفرما . 

خداوند فرمود : هرچیز نشه آور ُ نوشیدنی تو است . 

شیطان گفت : برایم وسیله ای مقرربفرما تا مردم را بسویم دعوت بدهم . 

خداوند فرمود : موسیقی وابزارش منادیان تو هستند. 

شیطان گفت : برایم چیزی مقرر کن تا باربار خوانده شوم . 

خداوندفرمود :شعرهای زشت ُ قرآن تو می باشند . 

شیطان گفت : توان نوشتن چیزی عنایت بفرما . 

خداوند فرمود : نشان درست کردن برجسم ُ نوشتن تو می باشند . 

شیطان گفت : برایم سخن هم مقرر فرما . 

خداوند فرمود : دروغ گفتن کلام تو می باشد . 

شیطان گفت برایم دائمی درست کن . 

خداوند فرمود : زنان دام تو هستند .

لَا حَولَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِااللّه العَلِیِّ العَظِیمِ

لَا حَولَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِااللّه العَلِیِّ العَظِیمِ  

  حضرت ابو هریره رضی الله تعالی عنه می فرماید رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند که لَا حَولَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِااللّه العَلِیِّ العَظِیمِ  علاج نود ونه بیماری است که کمترین آن نجات از غم وفکر است .

استغفار انتهای مقام عبدیّت است

استغفار خیلی عمل بزرگی است وانتهای مقام عبدیِت است فرق اهل حقّ واهل باطل در همین است که اهل باطل بر عبادات واعمال خود شکر می کنند ولی استغفار نمی کنند وآن ها به اعمال خود می نازند آن ها فکر می کنند که ما اعمال انجام دادیم استغفار لازم نیست ولی اهل حقّ همیشه می ترسند و هر کجا شکر می کنند استغفار هم می کنند

                              ( سکون دل  ص 288 )

استغفار جوهر عبدیت است

 استغفار جوهر خاص الخاص عبدیت است وشکر جوهر خاص الخاص معرفت است از شکر گزاری انعامات الهیه محبت ومعرفت الله تعالی اضافه می شود واستغفار انسان را به مقام عبدیت می رساند . استغفار انسان را با عجز وانکساری وندامت قلب متوجه بارگاه الله تعالی می کند . هر چه قدر کمی که در شکرگزاری وجود داشته باشد بوسیله استغفار تکمیل می شود . شکر را وظیفه خود بنمایید . هر چه قدر توفیق انجام اعمال حاصل می شود شکر آن را ادا بکنیم . بر اعمال ناقص هم شکر کنید بعد از انجام عمل ناقص با احساس نقص استغفار بکنید  الله تعالی بار بار از بنده خود مطالبه شکر می کند می فرماید که : إِعمَلُو ا آلَ داوُدَ شُکرَاً وَقَلِیلُ مِّن عِبَادِیَ الشَکُور     ( سبا  13 )

                                                          ( سکون دل  ص 288 )

حدیث هفته

بسم الله الرحمن الرحیم
قال رسول الله صلی الله علیه وسلم «طَلَبُ العِلمِ فَرِیضَةٌ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسلِمَةٍ» پیغمبر اکرم محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم میفرماید: طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان فرض است. پس در ابتداء باید دانست علم هایی که طلب کردن و آموختن آنها بر ما فرض هستند چه نوع علم هایی هستند؟ آیا طلب کردن همه ی علم ها بر ما فرض است؟ یا طلب کردن بعضی از آنها؟ آموختن همه ی علم ها بر ما فرض نیست بلکه طلب کردن سه نوع از علم بر ما لازم است: 1ـ علم توحید 2ـ علم سر (علمی که به اعمال قلب تعلق دارد همچون حمد، شکر، توکل و غیره) 3ـ علم شریعت. و اما هر علم را تا چه حد باید حاصل کرد تا این فریضه ی الهی را انجام داده باشیم؟ مقدار علم توحید آن قدر است که اصول دین یعنی عقیده ی خودمان را بدانیم، مثلا اینکه خدایی هست عالم، قادر، حیّ، متکلّم، سمیع، بصیر، واحد، بی همتا، منزّه از دلایل محدثات و اینکه محمد بن عبد الله بن عبدالمطّلب بنده ی خدا است و رسول صادق او است. و اما آنچه از علم سر واجب است: دانستن واجبات و منهیات علم سر است تا بدان وسیله برای ما تعظیم حق تعالی، اخلاص به او ، نیّت و سلامت عمل حاصل شود. و اما حدّ فریضه ی علم شریعت آنست که: هر عملی که انجام دادن آن فرض باشد، دانستن حکم های آن عمل نیز فرض است، مثلا طهارت و نماز و روزه یعنی دانستن حکم هایی که به این عمل ها تعلق دارد مثلا: چه چیزهایی وضوء یا نماز یا روزه ی انسان را باطل میسازد و دانستن وقت های نماز و غیره. اما حج و جهاد و زکات نیز اگر متعین شوند دانستن حکم های آنها هم واجب است و اگر متعین نشوند دانستن حکم های آنها بر ما واجب نیست. منهاج العابدین الی جنّة ربّ العالمین صفحه 26-27 

http://www.erfanabad.org/fa/

خلاصه ی ادب

خلاصه ی ادب

خلاصه وحقیقت ادب این است که انسان بزرگان ومشایخ خود را به هیچ وجه ار لحاظ قول وفعل تکلیف ندهد ودل آن ها را مکدّر  ننماید والا از استفاده  آنان محرو م می شود وسخت نقصان می بیند چون این به تجربه ثابت شده که همان طوری که شفقت ومحبّت شیخ باعث ترقّی می شود همان قدر غصّه ی آن ها سبب محرومی می شود اگر عمدا شیخ را مکدّر نماید دل شیخ اذیت می شود واگر سهوا دل شیخ را مکدّر نماید پریشانی می آورد که این هم سبب محرومی و بد نصیبی  می شود .

                                           (  مجالس علم وذکر  ص 54 )

فرمان حضرت مولانا مظهر جان جانان رحمه الله تعالی علیه

نازک مزاجی حضرت مظهر جان جانان خیلی مشهو راست .شاهزاده ای به ملاقات او آمد در حین گفتگو بلند شد واز کوزه آب خورده ولیوان را کج گذاشت واز این سر مولانا سر درد  گرفت .این حایت نازک مولانا بود واو به همین خاطر خیلی کم با مردم ملاقات می کرد .کسی پرسید اگر بیشتر با خلق خدا ملاقات بکنید آن ها بیشتر از شما استفاده می کنند .حضرت فرمود مردم آداب را یاد ندارند و از این من تکلیف می شوم و وبال آن بر مردم می افتد به این خاطر من مردم را ملاقات نمی کنم.

                                           (  مجالس علم وذکر  ص  54 )

گنجایش اختلاف با شیخ

خیلی ضروری است که ما وقتی پیش مشایخ می رویم با نهایت احترام وعقیدت برویم .ودر محضر شیخ بدون ضرورت حرف زدن بی ادبی است وبه گفته های شیخ اعتماد نکردن سرا سر نقصان وخساره است .بله اگر کسی عالم جید وربّانی است ودر مسئله ی شرعی با شیخ خود اختلاف نظر دارد می تواند آن را عرض بکند ولی با ادب واحترام .

                                             (  مجالس علم وذکر ص 55  )

ادب مولانا قاسم نانوتویی رحمه الله تعالی علیه

کسی از مولانا یعقوب نانوتویی رحمه الله پرسید علت این که الله تعالی به مولانا قاسم این علم عالیه را عطا نموده چیست .او فرمود به این خاطر که در او ادب زیاد است .

                                    (   مجالس علم وذکر  ص  57  )

گناهانی که باید از آن پرهیز شود، و پیامبر ص در حدیث صحیح از آن ن

گناهانی که باید از آن پرهیز شود، و پیامبر ص در حدیث صحیح از آن نهی فرموده است:

1-          تکبر: کسی که به اندازه ذره‌ای تکبر در دل داشته باشد وارد بهشت نمی‌شود.

2-          ریا: کسی که خود را در بین مردم بزرگ جلوه دهد خداوند در قیامت او را شرمسار می‌کند، و هر کس ریا نماید خداوند اسرارش را فاش می‌کند.

3-          طلب علم بخاطر دنیا: اگر کسی علمی یاد بگیرد – و از علومی باشد که بخاطر خشنودى رضایت خدا بکار رود – و هدف از یادگیری آن، بدست آوردن دنیا باشد، بوی خوش بهشت را استشمام نمی‌کند.

ادامه مطلب ...
دل می​رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دل می​رود ز دستم صاحب دلان خدا را کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل ای صاحب کرامت شکرانه سلامت آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد آیینه سکندر جام می است بنگر خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود  
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا باشد که بازبینیم دیدار آشنا را نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا روزی تفقدی کن درویش بی​نوا را با دوستان مروت با دشمنان مدارا گر تو نمی​پسندی تغییر کن قضا را اشهی لنا و احلی من قبله العذارا کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را دلبر که در کف او موم است سنگ خارا تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا ساقی بده بشارت رندان پارسا را ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را  

 

 http://ali300ali.blogfa.com/

سنتهای غذا خوردن

سنتهای غذا خوردن

سنتهای قبل از غذا و هنگام صرف غذا:

1-    گفتن نام خدا.

2-    با دست راست خوردن.

3-    از جلوی خود خوردن.

این سنتها همه یکجا در یک حدیث جمع شده است: «ای پسر، نام خدا را بگیر و با دست راست بخور، و از جلو خودت بخور». (رواه مسلم).

4-    پاک نمودن لقمه و خوردن آن اگر که از دست بیفتد بدلیل حدیث: «هر گاه لقمه‌ی یکی از شما افتاد، اگر چیزی به آن چسبیده پاک کند، سپس آن را بخورد». (رواه مسلم).

5-    با سه انگشت غذا خوردن: «حضرت رسول الله -صلى الله علیه وسلم- با سه انگشت غذا می‌خوردند». (رواه مسلم).

معمولاً پیامبر -صلى الله علیه وسلم- چنین غذا می‌خوردند، و این کار افضل و بهترین است مگر اینکه نیاز و ضرورتی وجود داشته باشد.

کیفیت نشستن: زانو بزند و بر کف پاهایش بنشیند، یا اینکه پای راست را ایستاده نگه دارد و بر پای چپش بنشیند.

این کیفیت که ذکر شد مستحب می‌باشد. چنانکه حافظ ابن حجر در کتاب فتح الباری ذکر نموده است.

سنتهای بعد از غذا

1-    لیسیدن کاسه و انگشتان.

چونکه پیامبر -صلى الله علیه وسلم- به لیسیدن انگشتان و کاسه امر نموده، و فرموده: «زیرا که شما نمی‌دانید در کدام قسمت از غذا برکت است». (رواه مسلم).

2-    ستایش خداوند بعد از غذا خوردن.

«همانا خداوند از بنده‌اش خوشنود می‌گردد هنگامی که غذای را بخورد سپس ستایش او را بجای آورد». (رواه مسلم).

دعای پیامبر -صلى الله علیه وسلم- چنین بود: «الْحَمْدُ ِللهِ الَّذِیْ أَطْعَمَنِیْ هَذَا وَرَزَقَنِیْهِ، مِنْ غَیْرِ حَوْلٍ مِنِّیْ وَلاَ قُوَّةٍ». (ستایش از آن خدائیست که این غذا را به من داد، و بدون توانائی و قدرتی از من آن را روزیم نمود).

فایده و نتیجه این دعا:

«گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شود». (رواه ابوداود والترمذی وابن ماجه، وحسنه الحافظ والألبانی).

اگر فرد مسلمان بر انجام دادن این سنتها کوشا باشد چیزی در حدود 15 سنت می‌باشد، و این در صورتی که سه وعده غذا بخورد چنانکه معمول می باشد، و گاهی نیز بر این سنتها افزوده می‌گردد اگر که بیش از سه وعده غذا بخورد.

سنتهای نوشیدن

1-    گفتن نام خدا.

2-    با دست راست نوشیدن، بدلیل حدیث: «ای پسرک، نام خدا را بگیر، و با دست راستت بخور ...».

3-    نفس کشیدن در بیرون (از ظرف آب) هنگام آب خوردن (یعنی اینکه سه مرتبه نفس بکشد و به یک نفس آب ننوشد). پیامبر -صلى الله علیه وسلم- 3 بار هنگام نوشیدن نفس می‌کشید.

4-    حالت نشسته نوشیدن: «هرگز یکی از شما ایستاده ننوشد». (رواه مسلم).

5-    گفتن: «الْحَمْدُ ِللهِ» بعد از نوشیدن: (همانا خداوند از بنده‌‌اش خوشنود می‌گردد هنگامی که غذای را بخورد سپس ستایش او را بجا آورد و نوشیدنی را بنوشد سپس ستایش او را بجا آورد». (رواه مسلم).

و مجموع این سنتها از 20 سنت کمتر نیست، اگر شخص مسلمان بر انجام دادن آنها بکوشد، و این سنتها شامل نوشیدنیهای گرم و سرد می‌باشد، از آن جای که برخی مردم هنگام بعضی از نوشیدنیها از این سنتها غافل می‌شوند، شایسته بود که این نکته را یادآوری نمایم.

خلاصه ی ادب

خلاصه ی ادب

خلاصه وحقیقت ادب این است که انسان بزرگان ومشایخ خود را به هیچ وجه ار لحاظ قول وفعل تکلیف ندهد ودل آن ها را مکدّر  ننماید والا از استفاده  آنان محرو م می شود وسخت نقصان می بیند چون این به تجربه ثابت شده که همان طوری که شفقت ومحبّت شیخ باعث ترقّی می شود همان قدر غصّه ی آن ها سبب محرومی می شود اگر عمدا شیخ را مکدّر نماید دل شیخ اذیت می شود واگر سهوا دل شیخ را مکدّر نماید پریشانی می آورد که این هم سبب محرومی و بد نصیبی  می شود .

                                           (  مجالس علم وذکر  ص 54 )

ادامه مطلب ...
نصیحتی برای علماء

نصیحتی برای علماء

ای بزرگواران در بین شما علما وفقها زیاد هستند .شما مجلس وعظ منعقد می کنید تدریس هم می نمایید واحکام شرعیه را هم بیان می کنید و مردم را احکام می آموزید ولی متوجّه باشید  که شما مانند آسیاب گندم نباشید که آرد را بیرون می کند وسبوس وآشغتال را در خود جمع می کند .پس شما این جور نباشید که از زبانتان اقوال حکمت بیرون بیاید ودر قلبتان سیاهی بماند در آن وقت دربارگاه الله تعالی  از شما مطالبه می شود که ( أتأمُرُونَ النّاسَ بِالبِرِّ وَتَنسَونَ أنفُسَکُم ).

                                         (  ألبُنیَانُ المُشَیِّد  ص 124 )

وقت وقلب را حفاظت کنید

قلوب واوقات خود را حفاظت کنید چون که از تمام چیز ها این دو با ارزش تر هستند اگر شما وقت را بیهوده ضایع کردید وجمعیت وتوجه قلب را از بین بردید  پس شما از تمام فواید محروم شدید ( وضایع کردن قلب ووقت این است که انسان در گناه وغفلت به سر ببرد وزندگی انسان از ذکر ویاد واطاعت الله تعالی خالی باشد . خوب متوجه باشید که گناه قلب را کور وسیاه می کند واو را بیمار وخراب می نماید .

در تورات نوشته شده است که در دل مومن نوحه وزاری کننده ای موجود است که همیشه نوحه وفریاد می کند ود ر دل منافق ترانه خوانی موجود است که همیشه برای او موسیقی می زند ودر دل مومن جایی وجود دارد که او را برای خوش شدن نمی گذارد ودر دل منافق جایی وجود دارد که او را نمی گذارد او غمگین شود .

                 (    ألبُنیَانُ المُشَیِّد  ص  120  )

گفتار بزرگان در باره مشایخ

گفتار بزرگان در باره مشایخ

شیخ عبدالقادر جیلانی می فرماید :

محبت الله تعالی ریشه واساس توحید است اما محبت الله تعالی بدون صحبت ومحبّت اهل الله حاصل نمی شود .

قول یک ولی الله :

نزدیک ترین راه منزل یک سالک این است که در دل مشایخ برای خود جایی پیدا کند چون که دل اهل الله جای نظر  رحمت الله تعالی است .پس کسی که در دل اهل الله باشد ضرور از نظر رحمت الله تعالی حصّه ای می گیرد .

حکیم الامت می فرماید :

را ه آسان پیدا کردن محبت الله تعالی این است که در محضر عاشقان الله تعالی بنشیند .

می فرماید مهمترین اصل در اصلاح صحبت اهل الله است و همیشه اهل الله صحبت را لازمه ی کار خود قرار داده اند. آن چه به صحابه رضی الله عنه رسید از صحبت رسید .

فرمود اگر از صحبت اهل الله اصلاح کامل هم حاصل نشود ولی به عیوب خود پی می برد و این هم مفتاح طریق است .

یک اهل الله می فرماید :

هرکه خواهد هم نشینی با خدا         گو نشیند درحضور اولیاء

اندر این عالم نیرزی با خسی             تا نیاویزی به دامان کسی

قاضی ثناء الله پانی پتّی می فرماید :

طلب کمالات باطنی از واجبات است پس تلاش کردن پیر کامل هم جز واجبات می شود چون وصول الی الله بدون مرشد کامل بعید ونادر الوجود است .

نفس رانکشد بغیرازظلّ پیر          دامن آن نفس کش محکم بگیر

                     ( علامات محبّت  ص 377 )

سنتهای ملاقات با مردم

سنتهای ملاقات با مردم

1- سلام

از رسول الله -صلى الله علیه وسلم- سؤال شد: کدام اسلام خوب است؟

فرمود: غذا بدهی، و بر هر کسی که می‌شناسی و نمی‌شناسی سلام بکنی». (رواه البخاری ومسلم).

ادامه مطلب ...