
استغناء وبی رغبتی از دنیا ۲
شیخ سعدی رحمه الله واقعه خودش را می نویسد که من در مسجد جامع دمشق آمدم ویر پای من کفش نبود ودر ذهن من آمد که الله تعالی برای پوشیدن یک جفت کفش هم به ما نداده در همین موقع کسی رادیدم که از پا معذور بود وپا نداشت فورا شکر الله تعالی را بجا آوردم که شکر که من از نعمت پا برخوردارم .

اضافه از ضرورت هر تعمیر وبال است
حضور اکرم (ص ) از کوچه های مدینه منوره عبور می کرد ساختمانی را دید که با خشت های پخته در ست شده بود فرمودند این مکان چه کسی است ؟ صحابه ( رض ) فرمودند منزل فلان انصاری .روز بعد وقتی که انصاری در مجلس رسوال الله تشریف آورد حضور اکرم (ص) به او بشاشت ومحبتی را که عادتش بود از خود نشان نداد وآن صحابی پریشان شده علتش را از اصحاب پرسید وقتی که علتش را فهمید رفت وآن مکان را با خاک یکسان کرد ولی این مسئله را به حضور اکرم (ص) نگفت .چند روز بعد رسول مقبول دوباره از آن جا گذر فرموده ساختمان را ندید فرمودند ساختمان چی شد ؟ واصحاب تمام قصه را به او گفتند حضور اکرم (ص) فرمود خبردار علاوه از ضرورت هر عمارت برای صاحبش وبال است واین که صحابی برای خراب کردن مکانش پیامبر را خبر نکد کمال اخلاص صحابی بود واین واقعه مال زمانی است که تمدن ترقی نکرده بود ووشاخه های درخت وخاکی که مسجد نبوی ساخته شدن بود گواه براین مطلب است ودر زمان حضرت عثمان ( رض ) تمدن ترقی کرده واو مسجد نبوی را با خشت پخته تعمیر کرد .این فکر را نکنیم که استفاده از خشت پخته در اسلام جائز نیست .اگر استفاده آن جائز نبود حضرت عثمان استفاده نمی کرد ومسجد را تعمیر نمی کرد وناراضی پیامبر ( ص) از مکان صحابی فقط به اعتبار ماحول بود وآن را منطبق کردن به زمانه تبدیل شده آینده درست نیست .
فضیلت فقراء اهل ایمان
در معاشره ما امروزه فقر وزهد را شرمندگی می دانند وهرکسی سعی می کند از نظر مالی از دیگران سبقت بگیرد ونتیجه آن امروزه جلوی چشمان ماست که به همین خاطر بجای قرب الله تعالی روز به روز از او فاصله مان بیشتر می شود در حدیث شریف آمده که فقراء مهاجرین پانصد سال زود تر به جنت داخل می شوند . اما مردم به این خاطر نسبت به این حدیث بی توجه هستند که رغبت آخرت در دل ها نیست رسو ل اکرم (ص) دعا فرمودند :
أّللّهُمَّ أَحیِنِی مِسکِینا وَ أَ مِتنِی مِسکِینَا وَاحشُرنِی فِی زُمرَةِ المَسَاکِینِ
ای الله به من زندگی غربت وموت غربت بده وبا جماعت غرباء حشر بفرما .
رسول اکرم (ص) روزی در مجمع صحابه (رض ) داخل شد از جلوی آنان مردی گذر کرد او پرسید رأی شما در باره این چیست ؟ صحابه عرض کردند این از خاندان شریفی است واگر پیغام نکاح بفرستد قبول کرده می شود .اگر سفارش کسی را بکند پذیرفته می شود .واگر جایی حرف بزند حرفش به غور شنیده می شود رسول اکرم این ها راشنیده خاموش شدند .بعد از چند لحظه نفر دومی رد شد رسول اکرم (ص) پرسید در مورد این چه رأی دارید صحابه فرمودند .آدم غریبی است واگر جایی پیغام نکاح بفرستد قبول کرده نمی شود سفرش بکند پذیرفته نمی شود .حرفی بزند کسی توجه نمی کند .رسول مقبول فرمودند .
وعلاج این که ما در غربت احساس کمتری می کنیم را پیامبر بیان فرموده است وقتی شما کسی را می بینید که از نظر مال وعیال از شما بالا تر است شما فکر کسانی را بکنید که از شما پایین تر هستند .
داستان شیخ سعدی رحمه الله
شیخ سعدی رحمه الله واقعه خودش را می نویسد که من در مسجد جامع دمشق آمدم ویر پای من کفش نبود ودر ذهن من آمد که الله تعالی برای پوشیدن یک جفت کفش هم به ما نداده در همین موقع کسی رادیدم که از پا معذور بود وپا نداشت فورا شکر الله تعالی را بجا آوردم که شکر که من از نعمت پا برخوردارم .
انسان همیشه این فکر را بکند کا اگر کسی از نعمت هایی چون منصب ، شهرت ، نان روغنی واسباب وآرام محروم است ولی با دین زندگی می گذارد این کامیاب است والله تعالی او را در زندگی ابدی نعمت هایی عطا می نماید که : ( لَا عَینٌ رَأَت وَلَا أُذِنٌ سَمِعَت وَلَا خَطَرَ عَلَی قَلبِ بَشَر ) نه چشمی این نعمت ها را دیده ده گوشی شنیده ونه در قلب کسی خیال آن ها آمده است .
( مجالس علم وذکر ص 230 )
مطلب ادامه دارد





